امام خمینی(ره) با اتکا به «دکترین ولایت» شجاعانه روی جهان را به سوی تحول چرخاند

سالروز ارتحال ملکوتی امام خمینی ( رضوان الله تعالی علیه ) فرصتی است تا درباره این شخصیت بی نظیر تاریخ عصر غیبت که متاسفانه همچنان در حجاب است، و گوهر وجودی ایشان برای خیلی از مردم به خصوص نسل های تازه ناپیداست، صحبت کنیم. امام خمینی نه تنها تاریخ ایران، بلکه تاریخ جهان را تغییر داد و با به هم ریختن معادلات نظام سلطه، مانع از اسارت یکپارچه ایران و جهان به دست غرب و دستگاه فرانواستعماری شد.
امروز با پژوهش های متعددی درباره آثار نهضت امام و انقلاب اسلامی روبرو هستیم که تلاش کرده اند بخشی از آثار ملی و جهانی حرکت امام خمینی را مورد مداقه قرار دهند لکن به نظر می رسد یک موضوع مهم پژوهشی که جا داشت روی آن کار می شد، توصیف شرایط ایران و جهان در صورت عدم شکل گیری نهضت امام و انقلاب اسلامی بود. در واقع، جا دارد این پرسش مطرح شود که اگر انقلاب اسلامی متولد نشده بود، نه فقط ایران چگونه در زیر لگدهای استعمارفرانو له شده بود، بلکه دنیا چگونه به صورت یکپارچه در قبضه برنامه های شیطانی غرب قرار می گرفت؟ حقیقت این است که نهضت امام، دنیا را از خطر تباهی بوسیله رهبران بی خرد و ماجراجوی نظام سرمایه داری که برای رسیدن به منافع تمام ناشدنی خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسند نجات داد و فرصتی را فراهم کرد تا در کنار جهان غرب جهان تازه ای با عنوان جهان الهی شکل بگیرد که نه فقط مسلمانان، بلکه بخش قابل توجهی از موحدین عالم که به شتاب به سوی بی هویتی و هضم در غرب در حرکت بودند، را در بطن خود جای دهد.
اما سئوال اینجاست که امام خمینی با اتکاء به کدام دکترین، شجاعانه روی جهان را به سوی تحول چرخاند و امیدهای تازه ای را برای شکل گیری و حیات جهان الهی پدید آورد؟ پاسخ این است که دکترین ولایت.
در واقع، محور عقلانیت سیاسی نهضت امام که البته هنوز بسیاری قادر به درک عمیق تفاوت های آن با عقلانیت سکولار نیستند، ولایت بود، همان چیزی که به جز ظهور غیرمستقیم در رسائل فقهی امام مانند بیع، از کتاب کشف الاسرار و سپس ولایت فقیه ایشان ذره ذره ظهور یافت و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خود را در سطح مطلوبی به تکامل رساند.
آنچه باید مورد توجه باشد، طرح ابرنظریه مترقی ولایت فقیه در امتداد ولایت رسول الله ( صل الله علیه و آله وسلم ) و البته در طول ولایت حضرت خاتم الانبیاء ( صلی الله علیه و آله وسلم)، سایر پیامبران الهی و همچنین ائمه معصومین ( علیهم السلام ) در یک شاکله دینی تازه و امروزی از سوی امام است که می تواند از جهت عمق و گستردگی با کل جهان سیاست اعم از بالقوه و بالفعل برابری نماید.البته طبیعی است که اگر ابرنظریه ولایت فقیه به یک معدن ارزشمند و البته پایان ناپذیر قابل تشبیه باشد، این معدن می بایست دائما بوسیله زبدگان و مجتهدان عالم سیاست مورد استخراج قرار گیرد تا نه تنها قابلیت های بی نظیر خود را نشان دهد، بلکه قادر باشد تا با ارائه گوهرهای ناب خویش، به مثابه یک شاخص، گوهرهای جعلی را از دایره سیاست اسلامی خارج سازد.
با این وجود، بحث ابرنظریه ولایت فقیه و یکی از بارزترین شاکله های امروزین آن یعنی نظام مردم سالاری دینی، یک بحث است و بحث فراهم شدن فرصت های لازم برای تحقق عینی آن، بحث دیگری است که در جای خود نیازمند تامل بسیار است.
نمی توان پنهان کرد که طی ۴۰ سال گذشته، به جز غرب که همواره ادامه حیات سلطه گرایانه خود را در انزوا یا شکست عملی نظام مردم سالاری دینی جستجو کرده است، ظهور میراث گرانقدر امام به خاطر نافهمی ها و دنیاطلبی های افرادی در درون نظام، و حتی از جهت ظاهری، نزدیک ترین ابدان به ایشان، به درستی پاسداری نشده و هنوز مجال عینی شدن را در ایران و به طریق اولی در جهان پیدا نکرده است و این همان چیزی است که امروز و در این مناسبت مهم یعنی سالگرد ارتحال امام عزیز قابل بحث و پیگیری است.
______________________________________________

منبع: خبرگزاری فارس/سرویس فرهنگی، مورخ ۹۶/۳/۱۳

 

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=1740