مهمترین کار انقلاب اسلامی احیای تفکر تمدنی دنیای اسلام است

جایگاه اخلاق در تمدن نوین اسلامی در گفتگو با رضا غلامی

اخلاق و ارزش‌‌ها در فرهنگ و تمدن‌‌های گذشته و معاصر سهم زیادی نداشته‌اند. متفکران و دانشمندان غربی براین ادعا گواهی می‌دهند. حقیقت امر این است که  حق دین (جنبه‌ اخلاق و ارزش‌‌ها) جز در فرهنگ و تمدن اسلامی ادا نشده است. فرهنگ و تمدنی که بر اخلاق و ارزش‌‌ها بنا شده است و بعثت پیامبرش به طور خاص برای اتمام و کمال مکارم اخلاق بوده است و این زمانی بود که اخلاق و ارزش‌‌ها در میان ملت‌‌ها و تمدن‌‌های دیگر اهمال شده بود. این اخلاق و ارزش‌‌ها نتیجه‌ تحولات و پیشرفت‌‌های فکری در گذر زمان نیست، بلکه وحی است که خداوند آنرا تنظیم کرده و پیامبرش حضرت محمد(ص) آن را منبع تشریع و قانون اسلامی قرار داده است. اخلاق و ارزش‌‌ها بیانگر جنبه‌ معنوی و روحی و همچنین جوهر و اساس هر فرهنگ و تمدنی  هستند که در عین حال بقا و پایداری آن را در طول تاریخ برای نسل‌‌های مختلف تضمین می‌کنند. جنبه‌ای که اگر روزی از بین رفت، حرارت و گرمای تمدن برای انسان از بین می‌رود. قضیه‌ای که روح زندگی و وجود آن محسوب می‌شود. بنابراین اگر جنبه معنوی تمدن از بین رفت، رحمت و مهربانی نیز از قلب‌‌ها بیرون می‌رود، وجدان و ضمائر از ایفای نقش خود ناتوان می‌شوند و از درک حقیقت وجودی خود باز می‌مانند. در قید و زنجیر مادی گرفتار می‌شوند که راه نجات و رهائی از آن را نخواهند دانست. در بررسی جایگاه اخلاق در تمدن نوین اسلامی به گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهشهای علوم انسانی اسلامی و نویسنده کتابهای «فلسفه تمدن نوین اسلامی» و «اسلام و پیشرفت» نشستیم که متن آن پیش روی شماست:

*در ابتدا برای اینکه وارد بحث اخلاق در تمدن شویم بفرمائید با وجود اینکه اخلاق امری است که بسیار مورد سفارش دین اسلام است، آیا در ادیان دیگر هم اخلاق مورد تاکید و اهمیت بوده است؟ لطفا در این زمینه مقایسه ای بفرمائید؟

اخلاق، یک امر فطری است و لذا در هر انسانی که از فطرت سالم و پاکیزه ای برخوردار است وجود دارد، لکن ادیان الهی و در رأس آنها اسلام، ابواب اخلاق اسلامی را چه در عرصه نظری و چه در عرصه عملی باز می‌کنند. اگر اسلام نبود، بسیاری از معارف ناب اخلاقی شناخته نمی‌شد، ضمن اینکه دین اسلام بسترهای تحقق آموزه های اخلاقی را نیز فراهم کرده است. بر همین اساس است که پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: «إِنّی بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ».

*می توان گفت اخلاق، نقطه اشتراک تمدن هاست؟

خیر! اعضاء جامعه یا جوامع تمدنی متخلق به اخلاق نیستند. در طول تاریخ می توان تمدنهای بزرگی را یافت که علی رغم رشد چشم‌گیر مادی و بهره‌مندی از بعضی شاخص‌های مهم تمدنی، نهایتا در اثر گسترش فساد اخلاقی متلاشی شده اند. در عین حال من معتقدم، رمز بقاء یک تمدن و میوه دهی آن مشروط به وجود اخلاق در رگهای آن است.

*امروزه یکی از مهمترین گمشده های بشر مدرن، اخلاق است. اخلاق در تمدن نوین اسلامی چه جایگاهی دارد؟

همان طور که اشاره کردم، اساس بعثت نبی مکرم اسلام ـ ارواحناه فداه ـ به تمام رساندن اخلاق الهی در جامعه است. بنابراین در تمدن نوین اسلامی که الگوی اعلی آن پیامبر اکرم(ص) می‌باشد، اخلاق یک رکن اساسی و منحصر بفرد است، یعنی بسیاری از عناصر تمدنی در اسلام، مستقیم و غیرمستقیم به دنبال ایجاد بسترهای مساعد برای اخلاقی شدن جامعه و نهادینه شدن آن هستند، حتی مبارزه با فقر و محرومیت هم غیرمستقیم به اخلاقی شدن جامعه کمک می کند.

*چگونه باید اخلاق اسلامی را ترویج و آن را در جامعه احیا کرد؟

گرچه تبیین و تعلیم معارف اخلاقی بسیار مهم است، لکن مهمتر از ارائه معارف اخلاقی در قالب آموزش، وعظ، نصیحت و یا حتی امر به معروف و نهی از منکر، عمل بزرگان جامعه به اخلاق بهترین راه برای اشاعه اخلاق در جامعه است. ما در جامعه الگوهایی داریم، این الگوها هر قدر اخلاقی تر باشند، جامعه به اخلاق بیشتر رو می آورد، البته بحث دیگر سامان، ساختار و مقررات جامعه است که آن هم باید عمیقا اخلاقی طراحی شود و ریشه بی اخلاقی را در حد خود بخشکاند یا زمینه را برای نقض اخلاق از بین ببرد.

*نظرتان درباره اخلاق منهای دین که این روزها توسط گروهی ترویج می شود چیست؟

اخلاق منهای دین، دو معنا دارد: یکم، اخلاق برای نفع و سود که در نقطه مقابل اخلاق برای رضایت و قرب الهی است و دوم، اخلاق به مثابه یک امر شخصی نه یک امر اجتماعی و سیستماتیک. این جدای از واقعیت مهمی است که در ابتدا خدمتتان اشاره کردم و آن این بود که بسیاری از معارف ناب اخلاقی حاصل دین است و اخلاق منهای دین، یعنی محروم کردن مردم از آن معارف بی نظیر. به نظر من جدایی اخلاق از دین حتما به بی اخلاقی منجر می شود.

*آیا می توان ادعا کرد که اخلاق معیار سعادت و شقاوت است؟

اگر ایمان پشتوانه و قوه محرکه اخلاق باشد، حتما می توان گفت که اخلاق در دو بعد مدنی و اجتماعی و البته به معنای جامع آن، معیار سعادت و شقاوت است.

*آیا فلسفه اخلاق اسلامی توان پاسخگویی به مسائل اخلاقی روز را دارد؟

فلسفه اخلاق اسلامی جزء پیشرفته ترین و عمیق ترین فلسفه های مضاف محسوب می شود و به دلیل برخورداری از عقلانیت اسلامی، از ظرفیت منحصر بفردی برای پاسخگویی به مسائل برخوردار است. به نظر می رسد، فلسفه اخلاق اسلامی هر کجا در معرض مسائل نوپدید قرار گرفته، سربلند بیرون آمده است.

*مباحث اخلاق اسلامی آنگونه که در آثار امام خمینی و استاد مطهری و … وجود دارد، بر آموزه های اسلامی همچون عنصر ایمان استوار است. با توجه به اینکه آیت الله جوادی آملی معتقد است اخلاق زبان جهانی اسلام است، چگونه می توان آن را به صورت جهانی مطرح نمود؟

همان طور که در ابتدای عرایضم اشاره کردم، اخلاق یک امر تکوینی و فطری است، لذا حداقل‌های آن منحصر به مسلمانان نیست، یعنی هر کسی که گوهر انسانیت در او حفظ شده باشد، می‌تواند رفتار اخلاقانه داشته باشد و اتفاقا ایمان در بستر اخلاق به شکوفایی می رسد. با این حال روشن است که حُسن فعلی بدون حُسن فاعلی میوه این دنیاست و در جهان آخرت که زندگی اصلی و ابدی انسان در آنجا رقم می خورد، اعمال نیکویی که منهای ایمان صورت می گیرد، ثمره ای برای انسان ندارد هر چند در روایات داریم که به انسان کمک می کند. متن قرآن کریم می فرماید: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»(فاطر/۱۰) یعنی فقط ایمان است که بالا می رود و تبدیل به سرمایه ابدی می شود.

*امروزه آموزه های اخلاقی اسلام همچون توکل، اخلاص، مراقبه و مشارطه و محاسبه و … با عناوین و اشکال دیگری در کتب روانشناسی ترجمه شده ی خارجی میان نسل جوان گسترش می یابد و با اینکه از عنصر خدا و مذهب تهی است، از اقبال زیادی برخوردارند در حالی که آموزه های اسلامی از چنین  اقبالی برخوردار نیست. چه تمهیدی باید صورت گیرد تا اخلاق اسلامی در انزوای بیشتر قرار نگیرد؟

مسأله اصلی کتب روانشناسی یا کتبی که در صدد هستند بر افسردگی و ناکامی‌ها غلبه کنند، نرمال‌سازی حیات حیوانی انسانی است، در حالی که اخلاق اسلامی جدای از سامان‌بخشی به حیات مادی، زمینه صعود انسان به ملکوت و حقیقت این عالم را فراهم می کند. بنابراین تا زمانی که جوانان ما به دنبال پرواز به عالم معنا نباشند و خود را اسیر و گرفتار دنیازدگی کنند، مزه اخلاق اسلامی و افق بی‌انتهایی که این اخلاق برای زندگی آنها ایجاد می‌کنند را درک نخواهند کرد، لذا گام اول در روی آوردن به اخلاق الهی خروج از زیست حیوانی است.

_________

منبع: ماهنامه خیمه/ شماره ۱۲۶ / اردیبهشت و خرداد ۹۷

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=1947