بیست ویژگی دانشگاه تمدن ساز

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی، رئیس شورای سیاست گذاری مجمع عالی علوم انسانی اسلامی در نشست معاونین فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ۲۸ مهرماه ۹۹

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
سلام عرض می کنم خدمت برادران و خواهران ارجمند و تشکر می کنم از برادر گرامی جناب آقای دکتر طهرانچی، ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی و همچنین برادر گرامی جناب آقای دکتر جهان بین، معاون‌ محترم فرهنگی و دانشجویی دانشگاه که این فرصت را برای بنده فراهم کردند. موضوع سخنرانی من ویژگی های دانشگاه تمدن ساز است و تلاش می کنم در این فرصت کمی که در اختیار دارم خلاصه ای از این بحث را حضورتان ارائه کنم. قبل از بیان ویژگی ها، لازم است چند نکته مقدماتی را متذکر شوم :
یکم. ملت ایران با وجود برخی عقب ماندگی های تحمیلی، و اختلالاتی که در بعضی مقاطع در پیشرفت خود تجربه کرده است، علاوه بر خودباوری تمدنی، از ظرفیت های واقعی ایجاد یک مسیر جدید برای شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی برخوردار است. به بیان دیگر، ما از دشواری ها و پیچیدگی های زاید الوصف تمدن سازی ناآگاه نیستیم اما نمی توانیم از ظرفیت های منحصربفرد ایران اسلامی برای گام نهادن در مسیر شکل گیری تمدن نوین اسلامی چشم پوشی کنیم.
دوم. ملت ایران، به برکت انقلاب اسلامی، موفق شده تا طی چهل و یک سال گذشته، بخشی از این ظرفیت را آزاد کند و تا حد قابل توجهی به فعلیت برساند. یعنی ما صرفاً از استعدادهای بالقوه سخن نمی گوییم بلکه معتقدیم در این سالها بخشی از این استعدادها فرصت به فعلیت رسیدن را پیدا کرده است؛ هر چند فاصله ما با به فعلیت رساندن سایر ظرفیت هایی که بدون آنها شکل گیری تمدن نوین ممکن نخواهد شد، کم نیست. ما امروز می توانیم با قاطعیت بگوییم که جمهوری اسلامی در میدان علم و فناوری، در عرصه دفاعی و یا در ایجاد یک نظم سیاسی جدید مبتنی بر اسلام، قدم های مهمی با رویکرد تمدنی برداشته است به ویژه آنکه رشد ما در ساحت علم و فناوری کاملاً کلیدی است.
سوم. مراکز علمی و دانشگاهها در طول تاریخ همواره از یک سهم کلیدی و آغازگر در عرصه تمدن سازی برخوردار بوده اند. از بیت‌الحکمه ها تا نظامیه ها و دارالعلم ها یا حوزه های علمیه ی جامع علوم، همگی در شکل گیری تمدن شکوهمند اسلامی صاحب نقش بوده اند. امروز هم کسی نمی تواند سهم و نقش منحصربفرد دانشگاههای معاصر را در تمدن سازی نادیده بگیرد. واقعیت این است که تا دانشگاه ها متحول نشود و جهت گیری تمدنی پیدا نکند صحبت کردن از تمدن سازی به یک شوخی شباهت دارد و من معتقدم ما در جمهوری اسلامی هنوز در خیلی از شاخص های دانشگاهی عقب هستیم و یکی از دلایل این عقب‌ماندگی، نبود یک تفکر تمدنی در عرصه دانشگاهی است.
البته توجه داریم که دانشگاه مدرن و تولد نارس آن در ایران، با آنچه مورد نظر اسلام به عنوان یک مرکز علمی و تربیتی است همسویی کامل ندارد و چه بسا در عرصه نرم افزاری تعارضاتی هم میان ایندو وجود داشته باشد، اما آنچه مسلم است، امروز دانشگاه ها البته با هویتی تا حدی جدید و متاثر از گفتمان انقلاب اسلامی در خدمت شکل‌گیری تمدن‌نوین اسلامی قرار گرفته اند و گام به گام‌ در حال تحول هستند.
من در این بحث قصد دارم‌ انشاالله به بیست ویژگی اصلی دانشگاه تمدن ساز اشاره کنم اما باید روی این مطلب تاکید کنم که این بیست ویژگی می بایست به مثابه یک زنجیره تلقی شوند و در نظر گرفتن بخشی از آنها و رها کردن بقیه، روح حاکم بر این بحث را از بین می برد.

یک. نوآور
خلاقیت و نوآوری، مهم ترین ویژگی دانشگاه تمدن ساز به شمار می رود. این دانشگاه بر خلاف دانشگاههایی که دائماً در چرخه تقلید می گردند، و باب ابداع و ابتکار را بسته اند، بخش مهمی از ظرفیت خود را بر روی حرکت در چرخه نوآوری و نوآوری های علمی متمرکز می کند و البته لوازم گوناگون آن را در قالب نظام نوآوری فراهم می کند. البته وقتی از نوآوری در دانشگاه سخن به میان می آید، فقط منظور نوآوری علمی نیست. دانشگاه تمدن ساز باید در همه عرصه ها اعم از مدیریتی، فرهنگی- تربیتی و غیره قدرت نوآوری داشته باشد.

دو. اشتغال آفرین
دانشگاهی که فارغ التحصیلان آن سهم هدفمند و موثری در بازار کار ندارند و عمده آنها در خارج از قلمرو تخصصی خود مشغول به فعالیت می باشند، عقیم است و طبیعی است که از چنین دانشگاهی نمی توان انتظار تمدن سازی داشت. امروز به درستی یکی از شاخص های مهم رتبه بندی دانشگاه ها در مجامع بین المللی، توفیق دانشگاه در اشتغال زایی برای فارغ التحصیلان خود است. از نظر من، مهندسی رشته ها‌ بر اساس نیازها و اولویت ها و بر اساس آن، جذب دانشجو مبتنی بر محاسبات دقیق، پازلی از شرکت های دانش بنیان را پیرامون دانشگاه شکل خواهد داد که هر یک از این شرکت ها‌ می‌توانند سهم مهمی در فرایند تمدن سازی بر عهده داشته باشند.

سه. کیفیت گرا
دانشگاه تمدن ساز نمی تواند نسبت به‌ کیفیت کم‌ توجه باشد. دانشگاهی که جز اهداف کمی دغدغه ای ندارد و عمده ظرفیت های خود را برای کسب رتبه های تشریفاتی، صرف تعلیمات بی مایه و‌ یا تولیدات ضعیف یا تکراری می کند، هیچگاه سهمی در شکل گیری تمدن نخواهد داشت. باید قبول کنیم که امروز بخشی از دانشگاههای ما کمیت گرا هستند و مواجهه غلط نظام آموزش عالی با موضوع کمیت گرایی، آنها را در کمیت‌ گرایی پابرجا کرده است.

چهار. مبتکر در پاسخگویی به نیازها
دانشگاهی که قادر به فهم نیازها و سپس پاسخگویی فعال و مبتکرانه به آنها نباشد یک دانشگاه کاذب است. هرساله هزاران مقاله توسط اساتید دانشگاه و دانشجویان تحصیلات تکمیلی تالیف و سپس در نشریات علمی و پژوهشی اعم از داخلی و خارجی منتشر می شود و اگر این‌ حجم از مقالات که هم اکنون ما را در رتبه پانزدهم دنیا قرار داده است نتواند در کنار حرکت در مرزهای علم با رویکرد جهانی، قسم مهمی از نیازهای کشور را پاسخ بدهد، حتماً یک جای کار ایراد دارد و باید در جهت گیری دانشگاهی ما تامل و بازنگری صورت‌ گیرد.

پنج. تابو ستیز
آزادی و حقیقت طلبی از مهم ترین ویژگی های دانشگاه تمدن ساز محسوب می شود و طبیعی است چنین دانشگاهی در هیچ عرصه ای دچار تابوگرایی نمی شود. هر نظریه ای، از غرب باشد یا از شرق، مشهور باشد یا نباشد، قابل نقد است و نباید به مایه تحجر و تحجر ورزی در دانشگاه تبدیل شود. در سالهای اخیر خصوصاً در عرصه علوم انسانی مبارزاتی با تابوگرایی آغاز شده است اما نمی توان انکار کرد که فاصله ما تا مرحله خشکاندن ریشه تابوگرایی کم نیست به ویژه جریان غربگرا در دانشگاهها در برابر جریان تابوستیزی مقاومت می کنند.

شش. تقلیدگریز
دانشگاهی می تواند در مسیر تمدن سازی قدم بردارد که آزادیِ پرسشگری و آزادی تحقیق را به رسمیت شناخته باشد و ریشه تقلید را خشکانده باشد. دانشگاه جای تقلید نیست و اگر دانشگاهی مبتلا به مرض تقلید شد، و آزادی علمی را از خو سلب کرد، قدرت تحول آفرینی را به کلی از دست خواهد داد.

هفت. دانشجو پرور نه مدرک طلب
در دانشگاه تمدن ساز، نه دانشجوی مدرک طلب جذب می شود و نه اجازه رشد چنین فرهنگ مخربی در جامعه داده می شود. اصولاً کیفیت گرایی در دانشگاه تمدن ساز شرایطی را فراهم‌ می کند که نه تنها کم تر دانشجویی به طمع اخذ مدرک به این دانشگاه بیاید، بلکه زمینه گسترش این فرهنگ در جامعه‌ نیز از بین برود. البته بخشی از عوامل مدرک گرایی را باید در بیرون دانشگاهها و مناسبات مدیریتی غلط در کشور جستجو کرد اما دانشگاه می تواند با این آفت هم داخل دانشگاه و در خارج دانشگاه مقابله کند.

هشت. پرورشگاه انسان های تمدن ساز
جدای آنکه مهیا کردن بسترهای رشد و تعالی انسان یکی از اهداف اصلی تمدن اسلامی است، انسان های رشد یافته عنصر اصلی و‌ کلیدی تمدن سازی به شمار می روند و دانشگاه تمدن ساز نه فقط مسئولیت پرورش علما و دانشمندان را بر عهده دارد، بلکه مرکز پرورش انسان های رشد یافته را هم بر عهده دارد. به بیان دیگر، دانشگاه تمدن ساز یکی از میدان های انسان سازی است و و همین ماموریت در خلق شاکله دانشگاهی و مناسبات حاکم بر آن نقش به سزایی دارد. به بیان دیگر، اگر انسان سازی به عنوان رسالت دانشگاه منظور شد، باید دست از مناسباتی که از اساس شرایط متضادی را با این رسالت ایجاد کرده اند کشید.

نه. خداجو و دین مدار
از یک طرف دانشگاه تمدن ساز عالم را‌ مخلوق و‌ مربوب خدای متعال می داند، و لذا فعالیت های علمی در هر نوع دانش و رشته ای را کاشف صنع و تدبیر الهی تلقی می کند؛ از طرف دیگر، چنین دانشگاهی، اتصال و بهره گیری روشمند و موثر از تعالیم وحیانی در علوم انسانی و اجتماعی را مقتضی شکل گیری علوم انسانی و اجتماعی کارآمد و در نتیجه، مایه هدایت و سعادت بشر و جامعه بشری تلقی می کند. البته این ویژگی دانشگاه تمدن ساز هم مانند برخی دیگر از ویژگی ها، نه تنها ساختار و روش شناسیِ علوم انسانی را متحول می کند بلکه در شکل گیری شاکله دانشگاه هم موثر است.

ده. عُمق گرا
دانشگاهی می تواند تمدن ساز باشد که سطحی نگری در مواجهه با علم را‌ کنار بگذارد. آنهایی که فقط به دنبال ظاهر علم هستند و برای دستیابی به عمق علوم تن به سختی و مجاهدت نمی دهند، از میوه علم بهره ای نخواهند برد. امروز می توان کشورهایی را مشاهده کرد که به رغم ساخت دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی عظیم و لوکس، بهره ای از علم ندارند. این یک گزاره مهم است که هیچ کشوری با صورتک علم پیشرفت نمی کند.

یازده. چارچوب باز
باید قبول کرد، دانشگاهی موفق عمل خواهد کرد که چارچوب های رایج در عرصه علم را متناسب با نیازها و شرایط روز منعطف کرده باشد. آنهایی که قواعد و ضوابط دانشگاهی را از خود علم جدی تر می گیرند و به هیچ قیمتی حاضر به تغییر در آنها نیستند، هیچگاه قادر به بهره گیری به موقع از فرصت ها‌ نخواهند بود. امروز متاسفانه وضع دانشگاههای ما از این جهت خوب نیست و تعصب ورزی مدیریت ها بر روی چارچوب های کهنه و یا نامعقول شرایط را برای تحول سخت کرده است.

دوازده. کانون همکاری و‌ تعامل
در دانشگاه تمدن ساز فرد گرایی جایی ندارد و یا فعالیت های جزیره ای به رسمیت شناخته نمی شود. در این دانشگاه همه اساتید و دانشجویان حلقات یک زنجیره اند و با انواع همکاری ها و هم افزایی های علمی و هدفمند، فرصت های نوآوری و پیشرفت را چند برابر می کنند. اگر میزان همکاری و تعامل غیر تشریفاتی را در دانشگاهها به عنوان یک شاخص ارزیابی دانشگاهها تبدیل کنیم، به نظر من نمره اکثر دانشگاههای ما در این زمینه بسیار کم خواهد بود و لذا باید برای گسترش واقعی همکاری ها در متن دانشگاهها فکری کرد.

سیزده. الگوی فضائل
وقتی از دانشگاه تمدن ساز سخن به میان‌می آوریم فراتر از آنکه چنین دانشگاهی را فضیلت خواه تلقی کنیم، آن‌ را الگوی فضائل می دانیم و‌ معنای آن این است‌ که دانشگاه تمدن ساز باید در ساحت عمل، دائماً خود را به قله فضائل نزدیک کند و به یک الگوی مترقی برای آحاد جامعه تبدیل شود. در حق طلبی، در خیرخواهی، در انصاف، در ظلم ستیزی، در ادب، در کرامت، در مسئولیت پذیری، در تعاون، در گذشت و فداکاری، در مجاهدت و در سایر فضائل.

چهارده. پیوند خورده با جامعه و صنعت
دانشگاه تمدن ساز، از یک سو قوه محرکه صنعت است و صنعت را دانش بنیان، نوآور، کیفی و‌ در کل، رقابتی می کند؛ از سوی دیگر، صنعت هم با روشن کردن‌ موتور تولید مساله، موجب رونق چنین دانشگاهی و عینی شدن تلاش های آن‌ می شود. این ها جدای از سرمایه های بزرگی است که از جانب صنعت برای توسعه تحقیقات به سمت دانشگاه سرازیر می شود و زمینه کارهای عظیم علمی را بوجود می آورد.

پانزده. رو به جلو و امیدوار
دانشگاهی در مسیر تمدن سازی گام بر می دارد که نه فقط خودش لحظه ای امیدش را برای رسیدن به هدف از دست نمی دهد، بلکه به موتور تولید امید درجامعه تبدیل می شود. ما این روزها زیاد می شنویم که بعضی از طیف های دانشگاهی کم امید شده اند. واقعیت هم دارد؛ اما باید توجه نمود که دانشگاهی که به معنای غیر تشریفاتی علم گرا و نوآور باشد، هیچگاه به نقطه نا امیدی نخواهد رسید و از این منظر، دانشگاه نقطه اتکا جامعه است و جامعه می تواند با وجود آن به انواع بن بست گشایی ها دلگرم باشد.

شانزده. منتقد عالم و منصف
دانشگاه تمدن ساز به همه مقولات و پدیده ها نگاه انتقادی دارد و کانون تعاطی و تضارب افکار است. در واقع، تلاش می کند، هم نگاه انتقادی را زمینه ساز تحول علمی بکند و هم در قبال جامعه نقش تقویت کننده و اصلاح گر داشته باشد. با این حال، تفاوت اصلی نقد در دانشگاه با دیگران در این است که دانشگاه منتقد عالم و منصف است و مرز خود را در نقد با نقدهای غیرعلمی، نامنصفانه و‌ تخریبگر مشخص می کند.

هفده. مرزبان عقلانیت

مهم ترین سرمایه جامعه برای تمدن سازی عقلانیت است و تا جامعه ای نتواند به یک عقلانیت جامع، قوی و پیشرو ( با شاخص های روشن ) دست پیدا بکند، قادر به ورود در مسیر تمدن سازی نخواهد بود. در این بین، دانشگاه تمدن ساز دانشگاهی است‌ که نه تنها مولّد عقلانیت است، بلکه همواره چراغ عقلانیت را در جامعه روشن نگه می دارد و مرز میان بود و نبود عقلانیت را پررنگ و برجسته می کند.

هجده. آینده نگر
دانشگاه تمدن‌ساز از گذشته و میراث آن بهره می گیرد اما در گذشته نمی ماند؛ در حال هم از همه ظرفیت خود برای بهره مندی از ظرفیت ها استفاده می کند لکن در اکنون درجا نمی زند، آینده گراست بطوریکه نه تنها درباره آینده گمانه زنی های علمی دارد بلکه مبتکرانه برای رسیدن به آینده مطلوب برنامه ریزی می کند. با این وصف، دانشگاه تمدن ساز افق های بلندی را برای خود در نظر می گیرد و کمتر منفعل می شود.

نوزده. سیاسی و‌ نه سیاست زده
یکی دیگر از ویژگی های دانشگاه تمدن ساز سیاسی بودن آن است. بر خلاف برداشت های غلط از رابطه دانشگاه و سیاست، آنچه دانشگاه باید از آن فاصله بگیرد سیاست زدگی است و نه سیاست. دانشگاه تمدن ساز حتماً ابایی از حضور متین و عالمانه در عرصه سیاست ندارد اما علاوه بر آنکه در امر سیاسی مستقل است، هم در جریانات سیاسی هضم نمی شود و هم خود را از جوّ زدگی که می تواند مولود رفتارهای غیر عقلانی در دانشگاه بشود دوری می کند.

بیستم. جهانی گرا
دانشگاه تمدن ساز رویکرد جهانی دارد و رویکرد جهانی به دو‌ معناست : یکی اینکه محصولات علمی آن جهانی است و لذا در جهان مرجعیت علمی دارد، و دیگر اینکه در روابط و همکاری های علمی با سایر دانشگاهها بدون آنکه هویت خود را از دست بدهد، دچار وادادگی گردد، و به اسم همکاری در دانشگاههای دیگر هضم شود، پیشتاز است.

از اینکه عرایضم طولانی شد پوزش می طلبم و امیدوارم در آینده نزدیک، فرصت های بیشتری برای گفتگو و تامل بر روی این مباحث داشته باشیم.

والسلام‌ علیکم و رحمه الله

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=2438