درنگی در دو راهه ی اسلام و غرب در اندیشه پیشرفت

رضا غلامی

چکیده: لازمه درک تمایزات موجود میان اندیشه پیشرفت در اسلام و غرب، بررسی سیر تاریخی دو تمدن اسلام و غرب در اعصار گوناگون، ارتباطات ایندو و همچنین فهم فراز و فرودهای هر یک می باشد. واقعیت این است که تمدن غرب از رنسانس به بعد، با حاکم کردن جهان بینی متفاوت و استقرار حیات اینجهانی، شرایط منحصربفردی را در زمینه پیشرفت مادی برای خود رقم زد که جهان اسلام با آن فاصله معتنابهی دارد. البته در اینکه چقدر این پیشرفت با جهان بینی الهی و آرمان های جهان اسلام انطباق دارد تردید جدی وجود دارد لکن موقعیت کنونی تمدن غرب با همه نقاط ضعفی که دارد، تهدیدات بزرگی را برای جهان اسلام و حیات فکری و فرهنگی آن آفریده است. آنچه مسلم است اولاً، اسلام با باطل معرفی کردن دنیاگریزی و به تبع آن، تعمیق عقب ماندگی مسلمانان از جهات مادی، اصل پیشرفت مادی را منوط به پیوند با پیشرفت معنوی، لازم و برای تحقق اهداف عالیه اسلامی اجتناب ناپذیر می داند؛ ثانیاً. نه تنها درباره مسیر چنین پیشرفتی سکوت نمی کند بلکه بخش مهمی از تعالیم خود را به روشن سازی پیشرفت اسلامی و حتی ارائه ابزارها و نهادهای اختصاص برای آن اختصاص می دهد. با همه این ها، پیشرفت اسلامی و عقلانیت حاکم بر آن، تمدن غرب و خصوصاً پیشرفت های علمی و فناوری آن را یک سره سیاه و مضر تلقی نمی کند بلکه با در نظر گرفتن اقتضائات حیات طبیعی انسان و میل ذاتی و دائمی آن به پیشرفت، و همچنین زنده بودن فطرت الهی در وجود انسان ها، امکان تصرف و بهره گیری از بخش مهمی از دستاوردهای غرب در عرصه پیشرفت را با معیارهای مشخص منتفی ندانسته است. از طرف دیگر، اسلام، ضمن مخالفت با آن دسته از تفکراتی که با دعوت از جوانان مسلمان برای گوشه نشینی و انتظار منفعل، تنفس در دنیای کنونی را عین غربزدگی تلقی می کنند، امکان برنامه ریزی و تلاش برای تغییر شرایط به نفع فرهنگ و ارزش های اسلامی را در این عصر که عصر عینت یافتگی جهان بینی الحادی است، ممکن معرفی می کند.

واژگان کلیدی : پیشرفت، تمدن، غرب، مدرنیسم، دانش، فناوری، فرهنگ، اسلام و انقلاب اسلامی

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=1284