دین و آرامش پایدار

متن سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در مسجد حضرت خدیجه کبری (س)،

شب ۲۱ ماه مبارک رمضان سال ۱۴۴۰ هجری قمری مصادف با ۶ خرداد ۹۸

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین

خیلی از ما در زندگی از نبود آرامش روحی رنج می بریم اما به عامل و منبع اصلی آرامش که در کنار ماست توجه نداریم. واقعیت این است که یکی از کارکردهای مهم دین، تولید آرامش پایدار در انسان است و از این جهت کاملا منحصربفرد و بی بدیل است. من در جلسه امشب بنا دارم مختصراً به این مطلب کلیدی بپردازم که دینداری چگونه می تواند تولید کننده و تثبیت کننده آرامش در زندگی فردی و اجتماعی بشود و برعکس پشت کردن به دین تا چه حد زندگی را دچار آشوب و تلاطم می کند.
انشاالله در ادامه و از باب نمونه، به تعدادی از عوامل آرامش زا در تعالیم اسلامی اشاره خواهم کرد. البته این موارد را هم می شود جدا جدا دید، و هم می شود به شکل یک مجموعه منسجم، هماهنگ و هم افزا در نظر گرفت که در اینصورت باید از دین به مثابه دستگاه آرامش زا تعبیر کنیم.

اولین عنصر آرامش زا، ایمان است.

امیرمؤمنان علی (ع) می فرمایند : لا نَجاهَ لِمَنْ لا ایمانَ لَهُ؛یعنی آن کس که ایمان ندارد، رهایى نیابد.
مهم ترین خاصیت ایمان الهی این است یقین داشته باشیم در این عالم به حال خود رها نشده ایم. بی معنا و بی هدف نیستیم، سرگردان نیستیم. انا لله و انا الیه راجعون. ما از خداییم و به سوی خدا می رویم. انسانی که بداند بیهوده و از سر بازی خلق نشده و تحت مدیریت رب العالمین و در مسیری مشخص به سوی کمال مطلق در حرکت است، هیچگاه دچار نا آرامی نمی شود.

دومین عامل آرامش زا، صداقت است.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : راستگویى [مایه] آرامش و دروغگویى [مایه] تشویش است. دروغگو دائماً نگران لو رفتن خود است با هر اتفاقی دلهره به جانش می افتد که نکند رسوا بشوم؛ اما راستگو آرام آرام است. آدم دروغگو ممکن است در کوتاه مدت با دروغ خود به نفعی برسد، اما نگرانی بر ملا شدن دروغ لذت زندگی را از او می گیرد.

سومین عامل آرامش زا، دوری از حسادت است.

امیرمؤمنان علی (ع) می فرمایند : الْحَسَدُ لَا یَجْلِبُ إِلَّا مَضَرَّهً وَ غَیْظاً یُوهِنُ قَلْبَکَ وَ یُمْرِضُ جِسْمَک‏؛ یعنی حسادت نتیجه اى جز زیان و ناراحتى که دلت را سست و تنت را بیمار مى گرداند به بار نمى آورد. از قدیم گفتند حسود هرگز نیاسود. یعنی آدم حسود چشم دیدن خوشبختی و پیشرفت دیگران را ندارد و در حالی که بقیه ترقی می کنند، روح او و به تبع آن جسم او ذره ذره آب می شود.

چهارمین عامل آرامش زا، تواضع و فروتنی است.

علی (ع) می فرمایند : اَجَلَّ النّاسِ مَنْ وضَعَ نَفْسَهُ. برترین و بزرگوارترین مردم کسی است که فروتن باشد. آدم متکبر برای به دست آوردن بزرگواری دائما در زحمت است و کلی برای تحصیل بزرگواری هزینه می کند و در برابر رفتار دیگران با خود، احترام را گدایی می کند اما نهایتا در بین مردم حقیر و منفور است اما آدم متواضع و فروتن بدون زحمت، بدون هزینه و بدون تلاطم روحی، نزد مردم شریف و بزرگوار است.

پنجمین عامل آرامش زا، کسب مال حلال است.

پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند : اذا وَقَعتِ اللُّقمَهُ مِن حرامٍ فی جَوفِ العَبدِ لَعَنَهُ کُلُّ مَلَکٍ فی‌ السَّمواتِ و الأرضِ! یعنی همین که لقمه حرام داخل اندرون بنده‌ای شد تمام فرشتگان آسمان‌ها و زمین او را لعنت می‌کنند! (بحار، ص ١٠٣، ص ١٢)
خب، لعنت فرشتگان یعنی چه؟ یعنی محرومیت از رحمت الهی. یعنی رو نکردن خدا به انسان. اصولاً، آدم حرام خوار در زندگی آرامش ندارد چراکه هر لحظه منتظر رو شدن دست خود است. هر لحظه در انتظار تبعات حرام خواری است. اما بر عکس، آدم حلال خور، در آرامش به سر می برد چراکه چیزی بر ذمه خود حس نمی کند.

ششمین عامل آرامش زا، قناعت است.

امیر مؤمنان علی (ع) می فرماید : إنَّ أهْنَأ النّاسِ عَیْشاًَ مَنْ کانَ بِما قَسَمَ اللهُ لَهُ راضِیاً؛ یعنی گواراترین زندگی برای کسی است که به آنچه خداوند قسمت او کرده، خرسند باشد. آدم قانع حرص دنیا را نمی زند. آدم قانع برای به دست آوردن مال بیشتر در برابر دیگران سر خم نمی کند. آدم قانع سبک بار است و همین سبک باری، سرعت او را در پیشرفت زیاد می کند. علی (ع) می فرماید : تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا. مقصد طولانی و پر فراز و نشیب است و هرچه تعلقات کمتر و کوله بار انسان سبک تر باشد، توفیق انسان برای رسیدن به مقصد بیشتر است.

هفتمین عامل آرامش زا، شکر است.

آدم شاکر از زندگی خود رضایت دارد. آدم شاکر مثبت گراست، آدم شاگر به آنچه خداوند به او داده راضی و سپاسگزار است و لذا در زندگی آرامش دارد. امام حسین (ع) می فرماید : شُکرُکَ لِنِعمَهٍ سالِفَهٍ یَقتَضى نِعمَهً آنِفَهً؛ یعنی شکر تو بر نعمت گذشته، زمینه ساز نعمت آینده است. قرآن می فرماید : لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ.

هشتمین عامل آرامش زا، اعتدال است.

آدم معتدل از زیاده روی و کم روی رنج نمی کشد و در زندگی از بقیه به مراتب موفق تر است. اصولا، افراط و تفریط میوه جهل است. علی (ع) می فرمایند : لا تَرَى الجاهِلَ إلاّ مُفرِطا أو مُفَرِّطا؛ یعنی نادان را نمى بینى، مگر در حال زیاده‌روى یا کم گذاردن. مجدداً علی (ع) می فرمایند : ثَمَرَهُ التَّفْرِیطِ النَّدَامَهُ؛ یعنی میوه درخت تفریط پشیمانى است. افراط هم پشیمان کننده است. و همین حس پشیمانی انسان را دچار رنج می کند.

نهمین عامل آرامش زا، دوری از خشم است.

امام رضــا (ع) می فرمایند : مـؤمن ڪسی است ڪه هرگاه خشمگین شود خشمش او را از جادّه حــــق بیرون نمی بَرد. در واقع، خشم را می توان به مثبت و منفی تقسیم کرد و خشم مثبت خشمی است که به حق باشد و الا خشم منفی جز زیان، جز پشیمانی و جز نا آرامی ثمره ای ندارد. امام صادق (ع) می فرمایند : مَن کَفَّ غَضَبَهُ سَتَرَ اللهُ عَورَتَهُ؛ یعنی کسی که جلوی خشمش را بگیرد خداوند نقصها و کاستی های او را می پوشاند و حتما عکس این مطلب هم صادق است، یعنی خشم نقص ها و اشکالات انسان را بیرون می ریزد و آبروی انسان را می ریزد.

دهمین عامل آرامش زا، گذشت است.

امیرمؤمنان علی (ع) می فرمایند : اَلعَفوُ تاجُ المَکارِمِ؛ یعنی گذشت، اُوج بزرگواری هاست. واقعیت این است که گذشت مانند آبی که روی آتش ریخته شود، به سرعت انسان را به آرامش می رساند. انسانی که اهل گذشت نیست، قلب خود را انبار کینه ها می کند و این کینه ها آرامش را به کلی از او می گیرد. امروز بسیاری از تنش هایی که بین همسران ایجاد می سود و کار را متاسفانه به طلاق می کشاند، با گذشت حل می شود و زندگی ها را از فروپاشی نجات می دهد.

یازدهمین عامل آرامش زا، ذکر و عبادت است.

الا بذکر الله تطمئن القلوب. ذکر خدا قلب انسان را آرام می کند. اصولاً یکی از خواص عبادت ها در دین مبین اسلام، آرامش بخشی به انسان است. وقتی انسان می گوید لا اله الا الله یعنی نفی همه اربابان دروغین، یعنی نفی هر قدرتی در عرض قدرت خدا، یعنی هیچ چیز خارج از سلطنت حضرت اله نیست، یعنی آرامش مطلق. نباید فراموش کرد، لذت و آرامشی که در ذکر الهی و در عبادت همراه با اخلاص و حضور قلب هست، در هیچ چیز نیست.

دوازدهمین عامل آرامش زا، خیرخواهی است.

امام علی (ع) می فرمایند : مؤثّرترین وسیله جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه مردم باشى. پیامبر گرامى اسلام (ص) می فرمایند : محبوب ترین اعمال پیش خدا خوشحال نمودن مؤمنین است. آن کسی که با رسیدگی به گرفتاری مردم، بوسیله انفاق، بوسیله صدقه گره از کار مردم باز می کند و موجبات خوشحالی دیگران را فراهم می کند، به درجه ای از آرامش می رسد که قابل وصف نیست. ضمن اینکه جامعه ای که در آن رنج و درد نباشد، همه در آن جامعه در آرامش بسر می برند و بر عکس، جامعه پر درد، برای همه ناآرام کننده است. فاما من اعطی و اتقی فنیسره للیسری؛ آسان شدن کارها و هموار شدن راه در گرو اعطی در زیر چتر تقوای الهی است. اعطایی که مبتنی بر تقوا نباشد، خاصیتی ندارد.
حالا باید دید فردگرایی چه بلایی بر سر مردم می آورد و تا چه حد در ایجاد ناآرامی در زندگی ها مؤثر است.

دوستان توجه داشته باشند که من در این بحث تنها به عنوان نمونه به مواردی اشاره کردم. دهها مورد دیگر را می توان از بطن دین به عنوان عنصر آرامش زا ذکر کرد که اساساً نظیر آن در خارج قلمرو دین وجود نداشته باشد.
امروز عده ای به جای چنگ زدن به منبع آرامش یعنی دین، می خواهند آرامش خود را بواسطه تجمل گرایی تأمین کنند؛ آرامش خودشان را بوسیله اشرافیت تأمین کنند؛ آرامش خود را با انواع مخدرات تحصیل کنند، آرامش خودشان را با گناهان شرم آور تحصیل کنند؛ این در حالی است که این ها شاید در کوتاه مدت یک آرامش کاذبی به انسان بدهد اما در دراز مدت به موتور ناآرامی و اضطراب تبدیل خواهند شد. اینکه در روایات داریم که برای مؤمن، هر روز که گناه نباشد، عید است، نشان دهنده این حقیقت است که ترک گناه مهم ترین عنصر در آرامش بخشی است.

خب، شب شهادت مولی الموحدین علی ( علیه السلام ) است. امشب یکی از محزون ترین شب های دنیاست. در فضیلت علی (ع) همین بس که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند:
اگر انبوه درختان و باغها قلم شوند و دریاها مرکب شوند و تمام جنّیان حسابگر و تمام انسان ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب (علیه السلام) نخواهند بود.
در چنین شبی است که دیگر طبیب حضرت را جواب کرد. یتیم ها پشت در خانه علی ( علیه السلام ) با کاسه های شیر صف کشیدند چراکه شنیده بودند شیر برای کاهش مسمومیت حضرت مفید است.
اطراف بستر علی ( علیه ‏السلام ) فرزندانش نشسته بودند. حضرت ابتدا رو کرد به پسر بزرگتر یعنی امام حسن ( علیه ‏السلام ) و وصیت ‏هایی به فرزندش فرمود؛ بعد خطاب کرد به همه فرزندانش؛ یعنی امام حسن، امام حسین، ابالفضل ( علیهم السلام )؛ همه حضور دارند؛ حتّی دخترها از جمله زینب (سلام الله علیها ) فرمود، بعد از من فتنه‏ ها از هر طرف به سمت شما می ‏آید.
اینجا شخص خاصی را از میان فرزندان جدا نکرد؛ فرزندانم، بدانید که فتنه ‏ها از هر طرف به سوی شما می ‏آید و منافقین این امّت، کینه دیرینه خود را از شما طلب می‏کنند و می‏خواهند انتقام بگیرند؛ بر شما باد به صبر!
یک ‏وقت دیدند علی ( علیه ‏السلام ) صورتش را برگرداند سمت حسین ( علیه ‏السلام ) فرمود در خصوص شما، ای حسین، فتنه ‏ها از هر سو و از هر جانب به سمت تو می‏ آید؛ بر تو باد به صبر!
می گویند در روایت هست که حضرت دو مرتبه دیگر رویش را به سمت حسین ( علیه ‏السلام ) کرد و فرمود : یا اباعبدالله، این امّت تو را شهید می‏کنند؛ بر شما باد به تقوا و صبر!
در اینجا می‏ گویند، وقتی علی ( علیه ‏السلام ) این جمله را فرمود بی‏هوش شد. اما چه شد که علی ( علیه ‏السلام ) بی‏هوش شد؟
شاید صحنه روز عاشورا نزد علی ( علیه ‏السلام ) تمثّل پیدا کرده بود.

و سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ.

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=2133