سیاست پژوهی شهادت حاج قاسم سلیمانی

متن کامل سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی در نشست تحلیل و بررسی تشییع پیکر مطهر شهید سلیمانی، تهران، مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا، ۱۳ بهمن ۹۸

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین، الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.

إِنَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ

سلام عرض می کنم خدمت برادران گرامی و شهادت سردار بزرگ اسلام حاج قاسم سلیمانی و یاران عزیزش را حضورتان تبریک و تسلیت عرض می کنم. بدون تردید قضیه شهادت سردار سلیمانی یک نقطه عطف تاریخی در ایران و بلکه در کل جهان محسوب می شود و جا دارد دهها مقاله و کتاب درباره آن نوشته شود. من در این سخنرانی قصد دارم مطالب مهمی را در این شش سرفصل خدمتتان عرض کنم :  یک. اهداف امریکایی ها از ترور شهید سلیمانی، دو. شخصیت بی نظیر او، سه. تشییع منحصربفرد پیکر حاج قاسم سلیمانی، چهار. انتقام خون این شهید از امریکایی ها، پنج. پیامدهای داخلی و جهانی شهادت حاج قاسم سلیمانی و شش. وظیفه ما در این عرصه.

 

یکم. اهداف ایالات متحده در ترور شهید سلیمانی

به نظر می رسد حاج قاسم حداقل از ۳-۲ سال قبل توسط امریکایی ها با دقت رصد می شده و به شهادت رساندن ایشان در گذشته هم خارج از توان آنها نبوده است. آمریکایی ها می دانستند که ترور حاج قاسم هزینه بسیار سنگینی برای آنها یا اسرائیلی ها دارد و زمانی باید این کار را بکنند که هزینه ترور با فوائد آن برابری داشته باشد. این در حالی است که ایالات متحده بر خلاف رژیم صهیونیستی، معمولاً خودش راساً وارد عملیات تروریستی نمی شود. آمریکایی ها در شرایطی مستقیماً حاج قاسم را ترور کردند که او میهمان رسمی عراق بود و چنین عملی نقض آشکار مقررات بین المللی محسوب می شود. بنابراین توجه داشته باشید که این ترور یکی از پرهزینه ترین ترورهای تاریخ نظام سلطه است. بر اساس بررسی هایی که تا الآن شده است، هفت هدف برای این کار توسط آمریکایی ها متصور است : یک. ضربه اساسی و فلج کننده به جبهه مقاومت؛ دو. خریدن فرصت امنیتی برای اسرائیل؛ سه. ایجاد رعب در بین مسئولان ایرانی و وادار کردن آنها به برجام ۲ و ۳؛ چهار. دادن امید و انگیزه به دولت های مرتجع منطقه به ویژه عربستان سعودی و زمینه سازی برای دوشیدن بیشتر آنها؛ پنج. تقویت اعتراضات عراق و لبنان و کلید زدن اعتراضات جدید در ایران؛ شش. پیروزی نمایی و تغییر فضا توسط ترامپ در داخل امریکا آن هم در شرف استیضاح و انتخابات و همچنین کمک به نتانیاهو در شرایط محاکمه در داخل اسرائیل و هفت. بسترسازی برای پیاده سازی معامله قرن و پایان دادن به قضیه مقاومتِ فلسطین.

به نظر من هزینه های بالای ترور حاج قاسم سلیمانی ایجاب می کرد آمریکایی ها در ترور او چندین هدف از اهداف بالا را با هم دنبال کنند‌. با این حال، وقتی با دقت حوادث بعد از به شهادت رساندن حاج قاسم را مرور می کنیم، روشن می شود که امریکایی ها به جز حذف فیزیکی حاج قاسم تقریبا به هیچیک از اهدافشان نرسیدند و در مواردی اهدافشان کامل به ضد خودش تبدیل شد. این نشانه ناتوانی امریکایی ها در تحلیل صحیح عُمق مسائل ایران و جریان مقاومت و وجود اختلال جدی در سیستم محاسباتی آنهاست. البته حذف فیزیکی حاج قاسم برای ما و جبهه مقاومت کم خسارتی نیست اما همانطور که اشاره کردم، خیلی بعید است آمریکایی ها هزینه سنگین ترور را تنها در حد حذف فیزیکی حاج قاسم توجیه کرده باشند. ترور مستقیم حاج قاسم مولفه های هزینه ای متعددی دارد اما به نظر می رسد مهم ترین مولفه هزینه ای ترور، انتقام ایران و جبهه مقاومت از ایالات متحده و هم پیمانان او در منطقه است.

حالا این پرسش مطرح می شود که چه عاملی موجب شد هزینه ترور حاج قاسم در این برهه زمانی برای آمریکایی ها قابل تحمل باشد؟ من فکر می کنم تحلیل امریکایی ها از شرایط اعتراضی داخل ایران، به ویژه انفعال شدید مسئولین دولتی و در راس همه رئیس جمهور، و پایین بودن احتمال ورود ایران در مسیر انتقام سنگین و مستقیم، در موجه سازی عملیات ترور حاج قاسم اهمیت فراوانی داشته است. به بیان دیگر، از یک سو، ارسال دائمی پیام های ضعف از سوی دستگاه دیپلماسی به ویژه شخص وزیر امور خارجه، و از سوی دیگر، شرایط بد مدیریتی کشور و همچنین اسارت افکار عمومی توسط فضای مجازی، امریکایی ها را به یک فاکت مهم می رساند و آن اینکه اولاً، عکس العمل مردم ایران به ترور، یک عکس العمل معمولی است و ثانیاً، با وجود دولت آقای روحانی و همچنین عدم همراهی افکار عمومی با جنگ، ایرانی ها در مسیر انتقام سنگین و مستقیم وارد نخواهند شد.

علاوه بر این، تحلیل امریکایی ها از جبهه مقاومت هم در  قابل تحمل کردن هزینه ترور مهم است. آنها از یک طرف شرایط اعتراضی عراق و موفقیت خود در ایجاد حس ضد ایرانی و به تبع آن، حس ضد حشدی را می بینند و از طرف دیگر، مشکلات سیاسی داخل لبنان و اعتراضاتی که در لا به لای آن شعارهایی مبنی بر خلع سلاح حزب الله هم به گوش می رسد را مشاهده می کنند و احتمالا جمعبندی آنها این است که جبهه مقاومت در شرایط ضعف به سر می برد و در چنین شرایطی، نه تنها حذف قاسم سلیمانی یک ضربه اساسی به جبهه مقاومت است بلکه آنها با نبود حاج قاسم و ایجاد اختلال در رهبری خود، قادر به انتقام سنگین از عاملان ترور نخواهند بود.

دوم. شخصیت بی نظیر شهید سلیمانی

هرچند ما برای تسلی دادن به خودمان می گوییم ایران پر از سلیمانی است اما باید قبول کرد که حاج قاسم برای جریان انقلاب یک شخصیت بی نظیر بود. از دو منظر می توان شخصیت حاج قاسم را  توصیف کرد : در منظر اول، حاج قاسم یک فرمانده درجه یک، استراتژیستی برجسته، یک سیاستمدار بزرگ و یکی از بازوان مقام معظم رهبری است که جبهه مقاومت در منطقه – که در سال های اخیر مزیت و نقطه قوت اصلی جمهوری اسلامی محسوب می شود- را به بهترین نحو رهبری می کرد. حاج قاسم موفق شد علاوه بر ارتقاء توانمندی های حزب الله لبنان و جبهه مقاومت فلسطین و تقویت موقعیت آن در برابر اسرائیل – یعنی مساله اول جهان اسلام-، جنوب غرب آسیا را از شرّ داعش که یک توطئه عظیم و پر هزینه تاریخی علیه مسلمانان قلمداد می شود را خنثی کند. حقیقتاً سرنوشت خیلی از کشورهای اسلامی و در درجه اول، خود جمهوری اسلامی در گرو کار بزرگی بود که حاج قاسم بوسیله جمع کثیری از بچه های بسیجی مخلص و جان برکف از ایران، لبنان، عراق، افغانستان، پاکستان و غیره انجام داد. در قضیه داعش، فقط هجمه نظامی و اشغال و امثالهم مطرح نبود، در قضیه داعش، بی آبروسازی اسلام سیاسی و به زنجیرکشیدن شیعه و هتک حرمت حرم ائمه (ع) مطرح بود و حاج قاسم کاری را در دفاع از اسلام و اهل بیت (ع) انجام که بدون اغراق در تاریخ اسلام سابقه نداشت.

از سوی دیگر، حاج قاسم در داخل ایران نه فقط یک قهرمان، بلکه یک تکیه گاه بزرگ بود‌. به بیان دیگر، در نگاه خیلی از مردم از طیف های مختلف، در اوج سختی ها خصوصاّ تهدیدهای خارجی، با وجود شخصیتی چون حاج قاسم می شد آرامش یافت. در تمامی نظرسنجی های معتبر چهار سال گذشته، حاج قاسم محبوب ترین شخصیت سیاسی ایران معرفی می شد‌. یادتان هست که در سال های اخیر بعضی از حاج قاسم به عنوان بهترین گزینه برای مقام ریاست جمهوری صحبت می کردند و معتقد بودند تنها کسی که از توانایی لازم برای خروج از جناح بندی های مضر و برگرداندن عزت به مردم ایران و سامان دادن به شرایط بد مدیریتی کشور برخوردار است، حاج قاسم است و همه‌ این‌ها عُمق جایگاه حاج قاسم در جامعه ایران را نشان می داد.

از منظر دوم، حاج قاسم یک شخصیت برجسته معنوی است. بسیاری از فضائل اخلاقی در او جمع بود. حاج قاسم ویژگی های گوناگونی داشت. خلوص، وارستگی، صداقت، یکرنگی، مهربانی و عطوفت، مردمی بودن، ساده زیست بودن، شجاعت، غیرتمندی و غیره؛ با این حال به نظر من حاج قاسم فراتر از همه این ویژگی ها، یک عارف بالله بود. شاگرد خوب امام خمینی که توانسته در دانشگاه جنگ ۸ ساله، ره صد ساله را به صورت جهشی طی کند و در نقطه ای بایستد که عارفان بزرگ باید به مقام و منزلت او غبطه بخورند. عشق حاج قاسم به شهادت و لحظه شماری او برای لقاء الله که آخرین نوشته اش آنرا به شکل واضحی نشان داد، چیزی نیست که زبان و قلم قادر به توصیف آن باشند. حاج قاسم به معنای دقیق کلمه به سوی ملکوت اعلی پرواز کرد و ما در عمر خود چنین پروازی را با چشم دل دیدیم و هنوز از حیرت آن خارج نشده ایم.

به قول مولانا :

رقص و جولان بر سر میدان کنند

رقص اندر خون خود مردان کنند

چون رهند از دست خود دستی زنند

چون جهند از نقص خود رقصی کنند

مطربانشان از درون دف می‌زنند

بحرها در شورشان کف می‌زنند

تو نبینی لیک بهر گوششان

برگها بر شاخها هم کف‌زنان

تو نبینی برگها را کف زدن

گوش دل باید نه این گوش بدن

مطلب مهم این است که یک حاج قاسم برای اثبات حقانیت خط انقلاب اسلامی کافی است. در واقع، با شهادت حاج قاسم و برملا شدن ویژگی های پنهان او، خیلی ها که یا به حقانیت انقلاب هنوز ایمان نیاورده بودند یا در اثر بروز برخی ناراستی ها در ایمانشان تزلزل به وجود آمده بود، به انقلاب اسلامی عمیقاً باور پیدا کردند. به نظر من حاج قاسم به یک الگوی برجسته برای جوانان ایرانی و غیر ایرانی تبدیل شده که تبعیت از این الگو،  زندگی بسیاری را متحول می کند.

سوم. چرایی تشییع باشکوه پیکر حاج قاسم سلیمانی

سومین فراز از بحث من مربوط به تشییع عظیم، تاریخی و تکان دهنده پیکر مطهر حاج قاسم سلیمانی است. چه در عراق و چه در ایران که البته ابعاد این تشییع در ایران با عراق قابل مقایسه نیست. پیکر شهید سلیمانی در کنار سایر شهدا به ویژه شهید ابو‌مهدی المهندس، معاون حشد الشعبی عراق در چند شهر مهم ایران تشییع شد که در همه موارد بی نظیر بود. اهواز، مشهد، تهران، قم و کرمان. در میان این تشییع ها، تشییع تهران از ویژگی خاصی برخوردار بود ، بطوریکه به جز تشییع پیکر مطهر امام (ره)، تهران تاکنون چنین تشییع با عظمتی را به چشم ندیده بود. برخی جمعیت تشییع کنندگان حاج قاسم در تهران را بیش از ۸ میلیون نفر برآورد کردند.

سئوال اول این است که چه عاملی موجب شد چنین تشییع بی نظیری رقم بخورد؟

در پاسخ به این پرسش باید ابتدا فرضیه هایی را مطرح کرد. من ۹ فرضیه را در این زمینه مطرح می کنم و بعد تلاش می کنم از بین آنها به فرضیه یا فرضیه های درست تر تقرب پیدا کنم.

قبل از ورود به فرضیه ها، این نکته را متذکر می شوم که ما در مواجهه با چنین تشییعی، از چند طریق می توانیم به درونیات تشییع کنندگان و پیام حضور آنها دست پیدا کنیم : یک. شعارهای خودجوش مردم؛ دو. دست نوشته ها و پلاکاردهای غیر رسمی؛ سه. حالات مردم و زبان بدن آنها ( مانند : گریه، خشم، نحوه شعاردادن، ارتباط و تعامل مردم با یکدیگر و غیره ) و چهار. محتوای گفتگوهای مردم با یکدیگر و با رسانه ها.

و اما فرضیه های قابل طرح عبارتند از :

یکم، مردم ایران به شدت عاطفی هستند و حضور گسترده آنها در تشییع، عمدتاً ناشی از احساسات و عواطف انسانی آنان بوده است.

دوم، شخصیت حاج قاسم به مثابه یک قهرمان ملی و شخصیتی عظیم و کاریزماتیک مردم را به چنین تشییعی سوق داد.

سه. مردم از جهت روانی اصلی ترین تکیه گاه امنیتی خود را حاج قاسم سلیمانی می دانستند و نگرانی از امنیت کشور آنها را به خیابان ها ریخت.

چهارم، ترور ناجوانمردانه حاج قاسم سلیمانی در عراق، آبرو و حیثیت ملی را خدشه دار کرد و مردم برای اعاده حیثیت ملی به سمت چنین تشییعی سوق پیدا کردند.

پنجم، مردم ایران مردمی به شدت ظلم ستیز هستند و احساس ظلم از ناحیه ترور حاج قاسم چنین تشییع عظیمی را رقم زد.

ششم، مردم ایران اسطوره گرا هستند و با ساخت یک اسطوره از حاج قاسم سلیمانی، اینگونه به او تعظیم کردند.

هفتم، مردم ایران حس ناسیونالیستی قوی ای دارند و تعرّض به یک فرمانده ارشد نظامی توسط امریکا آنها را به خیابان ها  کشاند.

هشتم، حاج قاسم یک نماد برجسته دینی و شیعی بود و دفاع او و یارانش از حرم اهل بیت (ع) او را دینی تر کرده بود و از آنجا که مردم ایران متدین هستند تکریم حاج قاسم را تکریم دین و اهل بیت (ع) تلقی کردند‌.

نهم. حاج قاسم سلیمانی یک عنصر و نماد انقلابی و ذوب در انقلاب بود و گرایش انقلابی مردم ایران و تعظیم آنها به یک شخصیت برجسته انقلابی چنین تشییع عظیمی را رقم زد.

ممکن است گفته شود بعضی از این فرضیه ها با یکدیگر هم پوشانی هایی دارند. مثلاً ظلم ستیزی مردم، یا عاطفی بودنشان با دینی و انقلابی بودن آنها قابل جمع است. اما من به دنبال پاسخ دادن به این سئوال اساسی هستم که آیا می توان تشییع عظیم پیکر مطهر او را با رویکرد سکولار یا غیر انقلابی توجیه کرد یا اساساً حاج قاسم از شخصیت هایی است که ارتباطش با دین و انقلاب یک رابطه ذاتی و ناگسستنی است و به طور طبیعی  شرکت در تشییع او نمی تواند خالی از انگیزه های دینی و انقلابی  باشد؟

بنده سه نکته در این زمینه دارم :

نکته اول اینکه نه همه، اما خیلی از این فرضیه ها در طول هم و قابل جمع است و بحث ما انتخاب یک یا دو فرضیه و رد کردن بقیه فرضیه ها نیست بلکه بحث بر سر غلبه یک یا دو فرضیه بر سایر فرضیه هاست.

نکته دوم اینکه اگر به آن دسته از شعارهای خود جوش مردم، پلاکاردها، حالات یا گفتگوهای مردم که جنبه رسمی و کلیشه ای ندارد عمیقاً توجه کنیم، مشخص می شود که محرّک اکثر مردم در این تشییع میلیونی مایه پررنگ دینی و انقلابی دارد.

سوم اینکه نمی توان بین شخصیت دینی و انقلابیِ حاج قاسم سلیمانی که از درون او به وضوح می جوشید با سایر ویژگی های او تمایز قائل شد لذا اگر یک بی دین و ضد انقلاب هم از حاج قاسم تجلیل کند که کردند، واقعیت تجلیل آنها خواسته یا ناخواسته وجوهی از دین و انقلاب را در بطن خود دارد.

در جمع بندی این بخش از عرایضم باید بگویم که تشییع عظیم و تاریخی پیکر مطهر شهید سلیمانی چند پیام بسیار مهم داشت : اولاً، اکثریت مردم ایران با همه سلایق و ذائقه ها غیرتمندند و ظلم و گردنکشی بیگانه را برنمی تابند. ثانیاً، اکثریت مردم ایران در مراتب گوناگون متدین هستند و با وجود هجمه های سنگین فرهنگی، جوهر دینی خود را حفظ کرده اند. ثالثاً، هنوز اکثریت مردم ایران به حقانیت انقلاب اسلامی و اهداف آن باور دارند اما انقلاب اسلامی را در تراز شهید سلیمانی جستجو می کنند نه مدیران ریاکار، منفعت طلب و محافظه کاری که طی چند دهه اخیر به چهره جمهوری اسلامی پنجه کشیده اند.

چهارم. حمله موشکی به عین الاسد و شروع انتقام سخت

بعد از ترور حاج قاسم توسط امریکایی ها طبیعی بود که انتقام از امریکایی ها در دستور کار جمهوری اسلامی قرار بگیرد. مقام معظم رهبری در پیامی که به مناسبت شهادت حاج قاسم صادر کردند وعده انتقام سخت دادند. صحبت بر سر این بود که انتقام سخت به چه معناست؟ سید حسن نصرالله درسخنرانی مهم ۱۵ دی، گستره انتقام را بیرون کردن امریکایی ها از جنوب غرب آسیا تفسیر کردند. ایشان به درستی گفتند که سر ترامپ، رئیس جمهور امریکا، به اندازه کفش شهید سلیمانی ارزش ندارد و انتقام از امریکا فقط در قواره بیرون کردن امریکایی ها از منطقه است. ایشان مطلب مهم دیگری هم گفتند و آن اینکه حساب انتقام جمهوری اسلامی از حساب انتقام جبهه مقاومت جداست و جبهه مقاومت انتقام خود را جداگانه خواهد گرفت. طبیعی بود که انتقام از آمریکایی ها شروعی داشته باشد و این شروع، حمله موشکی سپاه به پایگاه مهم امریکایی ها در عین الاسد عراق بود. ایران گزینه های فراوانی برای حمله داشت اما پایگاه امریکایی ها در عین الاسد که تا حدی نقش پایگاه مرکزی را در عراق داشت از سایر گزینه ها ارزنده تر بود. علاوه بر این، عین الاسد مرکز عملیات جاسوسی و خرابکارانه علیه جمهوری اسلامی هم به شمار می رفت. خب ۱۸ دی، ۱۲ موشک قدرتمند به نقاط تعیین شده در عین الاسد اصابت کرد و جدای از انهدام تجهیزات پیشرفته نظامی و جاسوسی، بیش از ۵۰ نفر از نیروهای امریکایی کشته و ۲۰۰ نفر زخمی شدند. امریکایی ها تصور نمی کردند روزی از درون خاک جمهوری اسلامی موشک باران شوند. البته مجدداً عرض می کنم اگر تصمیم انتقام بر عهده دولت روحانی بود، شاید هیچوقت انجام نمی شد. اگر بگوئیم شهادت سردار سلیمانی محصول عملکرد ذلیلانه دولت روحانی و پیام های ضعف این دولت به امریکایی ها بود، سخن غیر دقیقی نگفته ایم. به حول و قوه الهی به دستور فرمانده کل قوا حمله به عین الاسد با موفقیت کامل انجام شد و دنیا را وارد یک شوک بزرگ کرد. با اینکه ترامپ دائماً تهدید می کرد که اگر ایران حمله کند ۵۲ نقطه فرهنگی ایران را خواهد زد، بعد از حمله موشکی ایران به عین الاسد آمریکایی ها جرات هیج عکس العملی را پیدا نکردند و اگر هم اقدام متقابلی می کردند سپاه آماده بود که فوراً چند صد موشک را به سمت مواضع امریکایی ها در منطقه شلیک کند. هرچند انتقام جمهوری اسلامی به این حمله خلاصه نمی شود لکن این حمله به شروعی برای پایان ابرقدرتی ایالات متحده تبدیل شد و از همین جهت رهبر انقلاب آن را یوم الله خواندند. به نظر می رسد انتقام خون شهید سلیمانی فرایندی و گام به گام خواهد بود. بنابراین، از این به بعد دیگر امریکایی ها در جنوب غرب آسیا امنیت ندارند. امریکایی ها در این منطقه دهها پایگاه نظامی با حضور دهها هزار نیرو دایر کرده اند و همین امر آسیب پذیری آنها را به شدت بالا برده است. اما مساله اصلی تر، قیام های متوالی مردم منطقه و تغییر مناسبات سیاسی ای است که بر اساس آن، دوران حضور سلطه گرایانه امریکایی ها برای همیشه به پایان خواهد رسید.

پنجم. پیامدهای شهادت حاج قاسم سلیمانی در ایران و‌ جهان

همانطور که اشاره کردم، امریکایی ها به جز حذف فیزیکی حاج قاسم نه تنها به هیچیک از اهداف هفتگانه خود نرسیدند بلکه بعد از ترور شهید سلیمانی چند اتفاق مهم افتاد که پروژه ترور را کاملاً به ضد خودش تبدیل کرد. اولاً، وحدت و یکپارچگی ملت ایران در برابر امریکا و تقویت بی سابقه روحیه سلطه ستیزی در کشور که در قامت تشییع عظیم و تاریخی حاج قاسم سلیمانی ظهور و بروز پیدا کرد؛ ثانیاً، محکومیت گسترده ترور شهید سلیمانی در کشورهای گوناگون و مخدوش شدن‌ چهره آمریکایی ها در جهان؛ ثالثاً، شکسته شدن ابهت نظامی ایالات متحده در جهان و ایجاد اعتماد به نفس مضاعف در میان جریان مقاومت در اثر حمله ایران به عین الاسد؛ رابعاً، پر شدن خلا رهبری در جبهه مقاومت با انتخاب یک فرمانده برجسته به جای شهید سلیمانی و تاکید مضاعف بر تداوم قوی تر سیاست های قبلی نیروی قدس سپاه در منطقه؛ خامساً، تصویب قانون اخراج نظامیان امریکایی در مجلس عراق در ۱۵ دی؛ سادساً، تظاهرات میلیونی مردم عراق در ۴ بهمن که تداعی کننده قیام تاریخی ملت عراق علیه استعمار انگلیس در سال ۱۹۲۰ میلادی بود. البته تازه ابتدای راه است و پیامدهای شهادت حاج قاسم ادامه خواهد داشت. من معتقدم خون شهید سلیمانی تحولات عظیمی را در جهان به نفع تفکر انقلاب پدید خواهد آورد.

ششم. وظیفه ما پس از شهادت‌ حاج‌ قاسم سلیمانی

ما در سال های گذشته با یک جنگ تمام عیار به محوریت امریکایی ها روبرو بوده ایم اما فرق الآن با قبل در این است که امریکایی ها نقاب خودشان را برداشته اند و چهره واقعی خودشان را آشکار کرده اند. امریکایی ها عزمشان را جزم کرده اند که به هر وسیله نامشروعی و حتی به قیمت به جان خریدن  هزینه های هنگفت، کار انقلاب اسلامی را تمام کنند. فراموش نکنیم که آمریکایی ها از یک پیاده نظام هم در داخل بهره مندند که در همه جا نفوذ دارند و روز به روز جسور تر از قبل می شوند. در این شرایط، ما هم باید با الهی کردن نیت ها، با تمام توان مبارزه کنیم و به نصرت خداوند مطمئن باشیم. خواب آلودگی و کرختی می تواند خسارت های جبران ناپذیری به جریان انقلاب وارد کند؛ لذا در این شرایط، هوشیاری باید صد در صد باشد. مهم این است که ما ظرفیت های فراوانی داریم که هنوز بخش مهمی از آن را برای مبارزه آزاد نکرده ایم. البته توجه داشته باشیم که با نشستن و شعار دادن این ظرفیت ها آزاد نمی شود. باید خودمان را برای زنجیره ای از عمل مبتکرانه آماده کنیم و در این راه استقامت کنیم. همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، باید در همه عرصه ها قوی شد و مهم ترین گام در این جهت، تحول در مغزافزار اداره کشور است.  انشاالله اگر فرصتی پیش بیاید در آینده درباره این زنجیره و در راس آن، تحول در مغزافزار اداره کشور صحبت خواهم کرد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=2232