مصباح اندیشه؛ مجموعه مصاحبه های دکتر رضا غلامی درباره مرحوم‌ علامه مصباح، از روز ارتحال تا چهلم

مصاحبه حجت الاسلام دکتر غلامی با خبرگزاری فارس، سرویس فرهنگ و هنر، ۱۵ دی ماه ۹۹

نقش علامه مصباح در تحول فلسفه در حوزه علمیه به چه میزان بوده است، با توجه به اینکه شاگرد فکری اندیشه فلسفی امام بودند.. چگونه توانستند پایه های فلسفی حوزه را بسط دهند؟

حضرت آیت الله مصباح یکی از شاگردان‌ مبرز مرحوم علامه طباطبایی محسوب می شدند که در تمامی مکاتب فلسفه اسلامی خصوصا فلسفه مشایی از اساتید برجسته و به نام حوزه علمیه قم به شمار می رفتند. کرسی درس فلسفه استاد خصوصا دهه نخست انقلاب، از کرسی های مهم، پر رونق و عمیق درس فلسفه حوزه قلمداد می شد که صدها تن حضوری یا غیر حضوری از آن بهره مند می شدند و بخشی از آنها خودشان امروز استاد و صاحب نظر شده اند. علامه مصباح یزدی بدون تردید در احیا فلسفه اسلامی در حوزه ها و مقابله با دشمنی ها با فلسفه، نقش و سهم‌ مهمی داشتند و تلاش کردند درس فلسفه در حوزه ها به عنوان یک درس اصلی حفظ و گسترش پیدا کند. ایشان استاد صرف فلسفه نبودند بلکه خودشان یک فیلسوف بزرگ بودند و دارای نظرلت فلسفی منحصر به خودشان بودند. از نظر من، وجه تمایز علامه مصباح با سایر فلاسفه اسلامی معاصر، در این بود که ایشان از فلسفه برای نقد مکاتب و ایسم های الحادی و سکولار نهایت استفاده را کردند و به شاگردانشان راه تکیه زدن به فلسفه برای مواجهه انتقادی با افکار گوناگون را یاد دادند.

دیدگاه ایشان درباره حکومت اسلامی و شیوه اداره کردن آن که نمود عینی در ولایتمداری شان داشت، چگونه توانست در میان مبارزان انقلاب مثمر ثمر باشد و در این چهل سال در قالب گفتمان فکری انقلاب تداوم یابد؟

استاد علامه مصباح ( رحمه الله علیه ) شاگرد امام و پیرو نهضت امام بودند و همان راهی را در سیاست رفتند که امام راحل و عظیم الشان رفتند. آیت الله مصباح صد در صد معتقد به اسلام سیاسی و دولت اسلامی در عصر غیبت با محوریت ولی فقیه بودند و ولایت فقیه را نایب بر حق امام زمان (عج) می دانستند. بعد از رحلت امام (ره) هم ایشان ذره ای از خط امام فاصله نگرفتند و همان خط را با محوریت حضرت آیت الله خامنه ای پیش بردند. استاد مصباح حقیقتا پیرو ولی فقیه بودند و نه فقط از جهت تئوریک از اصل مترقی ولایت فقیه در برابر هجمه های فکری دفاع کردند، بلکه در عمل ذوب در ولایت امام خامنه ای بودند. در این سالها مهم ترین توصیه مرحوم علامه مصباح چه به شاگردانشان و چه به عموم مردم شکرگذاری نعمت عظیم ولایت فقیه و خاصه شخص حضرت آیت الله خامنه ای بود و خودشان هم در عمل در اثرگذاری عملی جلوتر از بقیه حرکت می کردند. از نظر ایشان تنها راه غلبه بر مشکلات و دفع شر دشمن و پیروزی، درک عمیق و درست رهنمودهای رهبری و عمل مومنانه به آن رهنمودها بود.

اینکه چرا وجه اندیشه‌ورز استاد مصباح یزدی مورد غفلت واقع شد و رسانه‌ها از او چهره‌ای سیاسی ساختند؟!

کسی در این سالها نتوانست وجوه علمی بی نظیر آیت الله مصباح را انکار کند. حتی دشمنان ایشان هم به برجستگی علمی آیت الله مصباح اعتراف می کردند لکن ایشان را به جرم تداوم نهضت امام و تبعیت از خمینی زمان، به شدت مورد حمله رسانه ای قرار دادند. شاید کمتر عالمی در این سالها در حد آیت الله مصباح‌ مورد هجمه بود. آیت الله مصباح اهل گوشه نشستن و بی تفاوتی در برابر مسائل نبود. اهل منفعت طلبی نبود. اهل وادادگی در برابر دشمن نبود. اهل عبور از خطوط بنیادین انقلاب نبود. به خوبی انحراف و التقاط را درک می کرد و در برابر آن شجاهانه موضع گیری داشت. جلوتر از بقیه دوست و دشمن را می شناخت و به دیگران‌ معرفی می کرد.

گفتگوی حجت الاسلام دکتر رضا غلامی، با شماره ۸۹ ماهنامه حلقه وصل، بهمن ۹۹

۱-آنچه مرحوم علامه مصباح را از سایر علمای معاصر متمایز می‌کند چیست؟ علامه بر چه نقطه‌ای ایستاده که او را از سایر اقرانش، ممتاز می‌سازد؟

استاد علامه مصباح یزدی ( رضوان الله تعالی علیه ) یک عالم و فیلسوف تراز اول شیعه بود. ایشان هم زمان در فلسفه و اللهیات، در کلام، در اخلاق و در فقه ممتاز بود و آراء و اندیشه های منحصربفردی داشت که می توان آنها را در یکصد و هفتاد اثر مکتوبی که در رشته های گوناگون از استاد بزرگوارمان منتشر شده است جستجو کرد. با این حال، من فکر می کنم آنچه موجب شده تا مرحوم آیت الله مصباح یزدی از سایر علماء معاصر متمایز شود، فقط جامعیت ایشان در علوم معقول و منقول نبود بلکه نقش برجسته ای بود که استاد در انقلاب اسلامی داشتند. به بیان واضح تر، مرحوم آیت الله مصباح ارزش فوق العاده انقلاب عظیمی که به نام اسلام رخ داده است را شهود کرده بود و به خوبی می دانست که از آغاز غیبت کبری به بعد، این بزرگ ترین فرصتی است که اسلام‌ ناب برای بروز و ظهور حداکثری، و ایجاد یک تمدن اسلامی تحول آفرین پیدا کرده است و لذا لحظه لحظه مواجهه ما در عصر انقلاب اسلامی می تواند مهم و تعیین کننده باشد. به نظر حقیر، متعاقب چنین درک عمیقی از انقلاب اسلامی، مرحوم آیت الله مصباح یزدی خود را حقیقتا وقف انقلاب اسلامی و کمک علمی و عملی به نظام برآمده از انقلاب کرد و هزینه های آن را هم شجاعانه داد. من ابایی از بیان این مطلب ندارم که در طول چهل و یکسال گذشته، برخی از علما که از جهت علمی از مراتب بالایی برخورد بودند یا هستند، حاضر نشدند خود را برای انقلاب اسلامی هزینه کنند. بعضی ها هم متاسفانه برای هزینه ندادن، ترجیح داده اند که نقش منتقد و‌حتی مخالف را بازی کنند.

۲-چرا علامه مصباح در هر برهه، ورودش به موضوعات، بصورت تشکیلاتی بود؟ علامه چه چیز در تشکیلات می‌دید و درک می‌کرد که نمی‌توانست از آن تغافل کند؟

به نظر من ایشان می دانستند که بدون وجود تشکیلات قوی امکان انجام ماموریت های بزرگ وجود ندارد. آیت الله مصباح توجه داشتند که دیگر دوران انزوای اسلام گذشته و روش های سنتی دوران انزوا جوابگوی نیازهای عظیم و متراکم این دوران نیست. از طرف دیگر، مرحوم استاد خودشان از پیش از پیروزی انقلاب به دنبال طراحی و انجام کارهای بزرگ و تحول زا بود و طبیعی بود که این‌ کارها به روش بیتی که میان علمای بزرگ مرسوم بوده و هنوز هم هست شدنی نیست. ایشان اهمیت مدیریت علمی را به خوبی فهم می کردند و سعی کردند با اسلامی کردن دانش مدیریت، از مزایای فراوان آن برای پیشبرد اهدافشان استفاده کنند. وقتی به حیات پربرکت مرحوم استاد نگاه می کنیم، رویکرد تشکیلاتی ایشان را به روشنی مشاهده می کنیم. چه طراحی و تاسیس موسسه در راه حق و چه مهندسی و راه اندازی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و چه در سایر عرصه هایی که استاد وارد آن شدند، در همه این ها، کار منظم تشکیلاتی و کار دقیق و محاسبه شده و رو به تکامل وجود داشت و همین امر قدرت اثرگذاری برنامه های تحت نظر آیت الله مصباح را مضاعف ساخته بود.

۳-نگاه تشکیلاتی علامه مصباح واجد چه خصائصی بود؟

به نظر من ایشان لازمه تحقق اهداف مطهر را وجود تشکیلات مطهر می دانستند. تشکیلات آلوده نمی تواند زمینه حقیقی اهداف پاک را بوجود بیاورد؛ لذا مرحوم آیت الله مصباح نسبت به رعایت تمام جزئیات احکام شرعی و همچنین رعایت مرّ قانون در طراحی و اداره یک سازمان و تشکیلات فوق العاده حساس بودند و از یارانشان می خواستند که در اعمال خود کاملا به شرع و قانون مقید باشند. من‌در این سالهای آشنایی با موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی یکبار ندیدم در فکر یکی از مدیران آن دور زدن قانون باشد چه رسد به اینکه بخواهند در مقام عمل قانون شکنی بکنند. از سوی دیگر، مرحوم آیت الله مصباح اهل کار تشکیلاتی بود ولیکن تشکیلات زدگی را به هیچ وجه قبول نداشت. تشکیلات آمده تا اهداف را محقق کند و لذا طریقیت دارد نه موضوعیت؛ بنابراین نباید اجازه داد حفظ تشکیلات بر حفظ محتوای مقدسی که تشکیلات برای جاری سازی آن ظهور پیدا کرده تقدم‌ پیدا کند یا قواعد خشک تشکیلاتی در مسیر تحقق اهداف مانع سازی کند.

۴-حی ماندنِ علامه مصباح بسته به چیست؟

عالمان ربانی و مجاهدان فی سبیل الله همیشه زنده اند و به دیگران زندگی می بخشند. آنهایی که وجه الله هستند فناناپذیر هستند. كل من عليها فان و يبقي وجه ربك ذو الجلال والإكرام. با این حال ما‌ امروز یک سلسله تکالیفی به دوش داریم که اتفاقا انجام صحیح این تکالیف بیش از همه، موجب تعالی و تکامل خود ما می شود. ما نباید اجازه بدهیم راه بزرگانی همچون استاد علامه مصباح کمرنگ شود. نباید اجازه بدهیم میراث فکری و عملی مرحوم آیت الله مصباح بلا استفاده بماند. به ویژه کسانی که توفیق شاگردی مرحوم آیت الله مصباح را داشتند باید با جدیت مضاعف در میدان بمانند و برنامه های نیمه تمام علامه مصباح را به پایان برسانند. در عرصه های علمی، خیلی از افکار استاد هنوز به درستی تحلیل نشده است. صدها کتاب و مقاله و رساله دکتری باید به تحلیل و بررسی اندیشه های آیت الله مصباح اختصاص پیدا کند. در ساحت عمل نیز باید کارهای عظیم استاد در کادرسازی، در تقویت بنیه فکری- دینی جوانان، در پررنگ سازی مرزهای دو جبهه حق و باطل، در گسترش حوزه های علمیه انقلابی، در پشتیبانی نظری و عملی از ولایت فقیه و غیره با تمام توان ادامه پیدا کند.

مصاحبه با ماهنامه فرهنگی و سیاسی محراب

۱. باتوجّه به شخصیّت مرحوم علّامه مصباح یزدی (رحمت الله علیه) اساساً تأثيرات حوزه علم و عمل بر یکدیگر را تا چه حدّ دانسته و پیوستگی این دو را، خصوصاً برای شخصیّتی در تراز ایشان، تا چه میزان مهم می‌دانید؟

عمل زاییده اندیشه، انگیزه و اراده است و این قاعده درباره عالمان ربانی نظیر مرحوم آیت الله علامه مصباح یزدی به جهت جمع شدن درجه رفیعی از علم، انگیزه و اراده با یکدیگر، به طریق اولی صادق است. از طرف دیگر، استاد مصباح رسالت یک عالم و فیلسوف را صرفاً در کشف حق محدود نمی دانست بلکه برای روشنگری و از آن مهم تر، برای صیانت از حقیقت اهمیت فوق العاده ای قائل بود لذا همه دیدیم که ایشان هیچگاه در برابر وارونه سازی و ذبح حقیقت سکوت نکرد. بعضی در سالهای اخیر به ایشان انتقاد می کردند که چرا وارد حوزه عمل شده اند لکن توجه نداشتند که آیت الله مصباح ورود به ساحت عمل را در جهت روشنگری و حراست از حقیقت، جزئی لاینفک از رسالت یک فیلسوف مسلمان می دانستند و هزینه های آنرا هم پرداخت می کردند.

۲. مهم ترین و بارز ترین ویژگی شخصیّتی ایشان، از دید شما چیست؟

از نظر حقیر، تقوا، خلوص، فکرباز، تیزبینی، ژرف نگری، نظم‌فکری، استواری در عقیده، شجاعت، تدبیر، صراحت لهجه، صبر و استقامت و تواضع مهم ترین ویژگی های شخصیتی مرحوم آیت الله مصباح بود و همین ویژگی ها از ایشان یک شخصیت ممتاز و جذاب ساخته بود.

۳. ورود ایشان به عرصه هایی چون علوم انسانی، فلسفه های مضاف و نقد فلسفه غرب، در گشایش افق های علمی تا چه میزان موثّر و دارای چه نوآوری های علمی بوده است؟

مرحوم‌ آیت الله مصباح یکی از شاگردان درجه یک مرحوم علامه طباطبایی(ره) بود که بعد از علامه خودش یک فیلسوف طراز اول در ایران و دنیای تشیع محسوب می شد. ایشان در فلسفه اهل دقت نظر و نقادی بود. یعنی از یک طرف، از لایه های عمیق نظرات فلاسفه پرده بر می داشت و از طرف دیگر، ابایی از نقد نظرات مشهور فلسفی نداشت. از سوی دیگر، مرحوم علامه مصباح نظرات خاص و نوآوری هایی داشت که بعضی از آنها شناخته شده و بعضی هم‌ ناشناخته مانده است. یکی از عرصه هایی که استاد مصباح صاحب نوآوری هستند، عرصه فلسفه اخلاق است که استاد منشا عمل اخلاقی را متفاوت از نظرات مشهور بیان می کنند و در این زمینه وارد ظرایفی می شوند که قبلا کسی وارد نشده است. علاوه بر این، علامه مصباح در فلسفه سیاسی هم نظرات جدیدی داشتند و نظر دیگری در زمینه مبنای مشروعیت دولت اسلامی مطرح کردند. به هر حال شاگردان استاد در یک فرصت مناسب می توانند فهرستی از نوآوری ها و نظرات منحصربفرد آیت الله مصباح را ارائه‌کنند. من معتقدم باید باب پژوهش درباره افکار و اندیشه های استاد مصباح را باز کرد.

۴. خدمات علمی و آثار به جای مانده از ایشان، در روند ساخت تمدّن نوین اسلامی چه تأثیری گذاشته و چه نقشی را بر عهده دارد؟

به قول یکی از اساتید، مرحوم علامه مصباح یک شخصیت تمدنی بود؛ یعنی جدای از تفکر تمدنی، در عمل هم بلندنظر بود و گام های بزرگ و تمدن ساز بر می داشت. وقتی به خدمات علمی آیت الله مصباح نگاه می کنیم، عمده خدمات ایشان قطعات پازل بزرگی بود که بر اساس یک چشم انداز تمدنی کنار هم قرار می گرفت. از رونق بخشی به تفکر فلسفی تا تئوریزه سازی معارف انقلاب؛ از پررنگ سازی مرزهای اسلام ناب و اسلام قلابی تا مبارزه علمی با انحراف و التقاط؛ از دفاع همه جانبه از اصل ولایت فقیه تا تلاش برای نظام سازی فکری؛ از کوشش برای تحول در حوزه های علمیه تا کمک به وحدت حقیقی حوزه و دانشگاه؛ از کادرسازی برای انقلاب تا تقویت عمل سیاسی. به نظر من این ها همه زاییده اندیشه و عملِ تمدن ساز مرحوم آیت الله مصباح بود.

۵. محور اصلی نزاع های نظری ایشان با جریان روشنفکری دینی در دهه هفتاد را چه مسئله ای می‌دانید و عملکرد و اثر گذاری ایشان را در این جدال علمی، چگونه ارزیابی می‌کند؟ 

مواجهه استاد علامه مصباح با جریان روشنفکری فراتر از یک یا چند موضوع خاص بود. آیت الله مصباح منتقد مجموعه ای از افکار جریان روشنفکری سکولار بود که در منظر آنان به‌مثابه یک تابو نگریسته می شد. اصولاً پدیده ای که طی یک سده اخیر تحت عنوان روشنفکری در ایران مطرح هست، مولود یک تفکر نارس در حد تقلید از غرب تلقی می شود‌ که تا الآن نتوانسته نسبت خود را با حقیقت و خوشبختی انسان مشخص کند. واقعیت این است که مردم‌ ایران از نهضت مشروطه به بعد لطمات جدی از جریان روشنفکری سکولار خورد و خیلی از فرصت های پیشرفت را از دست داد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا مدتی جریان روشنفکری به اغما رفت اما بعد از پایان دهه نخستِ انقلاب و به مدد حمایت های بی دریغ غرب، احیا شد. البته این جریان در برابر امواج سنگین انقلاب اسلامی کاری از پیش نبرده اما از تخریب گری و وارونه سازی حقایق دست برنداشته است. مرحوم علامه مصباح طی دهه های اخیر با شناخت ماهیت روشنفکری در ایران، و با به میدان آوردن قدرت علمی خودشان، در خیلی از عرصه ها جریان روشنفکری را به چالش کشیدند. علت عصبانیت جریان روشنفکری از ایشان و عقده گشایی هایی‌که بعد از رحلت استاد کردند را نیز باید در همین امر جستجو کرد. پروژه هایی مانند فلج سازی دستگاه فکری- دینیِ تشیع بوسیله نسبیت‌گرایی افراطی، یا پروژه خلق رفرمیسم و پروتستانتیسم اسلامی و همچنین تحمیل جامعه مدنی غربی با همه لوازمش به جامعه دینی، از پروژه هایی محسوب می شود که توسط علامه مصباح و خطی که ایشان از طریق شاگردانشان ایجاد کرده بودند ناکام گذاشته شد.

۶. ورود ایشان به مسائل سیاسی روز را صحیح دانسته و آیا تفکیکی میان شخصیّت علمی و شخصیّت سیاسی ایشان قائل هستید؟ به بیان بهتر، آیا دوگانه “مصباح علم و معرفت” و “مصباح سیاست ورزی” را معتبر می‌دانید؟

همانطور که قبلاً هم اشاره کردم، ورود استاد مصباح به مسائل روز سیاسی، مولود تفسیری بود که آیت الله مصباح از رسالت یک عالم و فیلسوف مسلمان داشت و لذا ایشان کار علمی و فعالیت عملی را دو روی یک سکه می دانستند. از منظر آیت الله مصباح، عالمی که زمان شناس نباشد و در بزنگاهها خود را با همه ظرفیت و فداکارانه در میدان عمل حاضر نکند، عالم دینی محسوب نمی شود. علاوه بر این، علامه مصباح حقیقتاً به نقش تاریخی و بی نظیر انقلاب اسلامی واقف بودند و در مقام قدردانی از انقلاب اسلامی و تلاشی برای پاسداری همه جانبه از این نعمت عظیم دریغ نمی کردند. ایشان نمی توانستند در برابر هجمه های ناجوانمردانه به انقلاب و نظام اسلامی بی تفاوت باشند؛ نمی توانستند مانند برخی از علما حیثیت خودشان را مقدم بر حیثیت انقلاب بکنند؛ نمی توانستند به سمت عافیت طلبی حرکت کنند؛ نمی توانستند چشم خودشان را بر روی خیانت ها ببندند؛ نمی توانستند پشت ولی فقیه که او را حقاً نایب امام زمان (عج ) می دیدند خالی کنند؛ آیت الله مصباح در چارچوب فهمی که از شرایط سیاسی ایران داشتند و در حد بضاعتشان عمل سیاسی داشتند. البته ممکن است همه رفتارهای سیاسی استاد جزء به جزء خالی از نقد نباشد اما آنچه مسلم است سرجمع ورود علامه مصباح به حوزه سیاسی موجب پررنگ شدن‌ مرزهای انقلاب از جریان معارض انقلاب و همچنین موجب تقویت تفکر انقلابی و تضعیف تفکر غربگرا در ساختار کلان مدیریتی کشور شد.

۷. خلأ و نقصی که بواسطه رحلت این حکیم در حوزه نظریه پردازی به وجود آمده است را قابل جبران می‌دانید؟ اگر پاسخ مثبت است، چگونه؟

خلأ فقدان آیت الله مصباح جبران پذیر نیست. ما شخصیت بزرگی را از دست داده ایم که ویژگی های منحصربفردی داشت. در عین حال، مرحوم استاد مصباح به شاگردپروری بهاء می داد. امروز دهها نفر افتخار شاگردی بلاواسطه و صدها نفر افتخار شاگردی با واسطه آیت الله مصباح را دارند. این شاگردان که اغلب مرید علامه مصباح هم هستند و به خط فکری ایشان ایمان دارند، راه استادشان را ادامه خواهند داد. علاوه بر این، استاد مصباح اهل نهادسازی هم بودند و نهادهای متعددی که یادگار ایشان‌ محسوب می شوند چه اعلام بکنند و چه نکنند، در جهت رسیدن به چشم اندازی که آیت الله مصباح ترسیم نموده بودند تلاش خواهند کرد.

۸. روند فعلی حوزه علمیّه را در پرورش مصباح ها موفّق و کارآمد ارزیابی می‌کنید؟

قرن ها طول می کشد تا حوزه شخصیت های بزرگی مانند آیت الله مصباح را تحویل جامعه اسلامی بدهد اما باید توجه داشت که وضع آموزش و پژوهش در حوزه های علمیه به برکت انقلاب اسلامی رشد قابل توجهی داشته است. یعنی امروز عدد علما و فضلای برجسته حوزه آنهم متناسب با ورود حوزه در ساحت علوم انسانی و اجتماعی کم نیست. البته من نقدهای جدی به وضعیت حوزه دارم اما با نگاه واقع بینانه، رشد حوزه در عصر انقلاب اسلامی را بالا می دانم. علاوه بر این، یکی از ویژگی های برجسته بزرگانی نظیر علامه مصباح شاگردپروری است. البته آیت الله مصباح در این زمینه خیلی موفق تر از بقیه بودند و در این سالها با تشکل سازی، صدها شاگرد تربیت کردند. با این اوصاف نباید نسبت به تداوم راه استاد مصباح در حوزه نگران بود.

۹. کدام یک از مجلّدات مرحوم علّامه را جزو برترین و مهم ترین آثار علمی ایشان می‌دانید؟ لطفاً نام ببرید.

حقیقتاً همه آثار مرحوم آیت الله مصباح قوی، جذاب و اثر گذار است. از طرف دیگر، مهم این است که شما به عنوان خواننده آثار استاد، به کدام رشته تخصصی علاقمندید و سطح تحصیلات یا معلوماتتان در آن رشته تخصصی چقدر است. بعضی از آثار علمی استاد برای طلاب جوان نوشته شده است. مثلا دو جلد آموزش فلسفه که راه را برای ورود به فلسفه هموار می کند، یا کتاب آموزش عقاید که مقدمه ورود به مباحث کلامی است. بعضی از آثار استاد نیز برای طلاب سطوح عالی است؛ یعنی برای کسانی قابل استفاده است که سطوح مقدماتی را در رشته مربوط طی کرده باشند. من خودم به‌ کتاب های دروس فلسفه اخلاق و همینطور کتاب فلسفه سیاسی آیت الله مصباح علاقه ویژه ای دارم.

۱۰. در پایان اگر نکته ای پیرامون آن شخصیّت علمی بزرگ و تداوم راهشان دارید، ممنون می‌شویم بیان فرمایید.

خدمات علمی و عملی مرحوم آیت الله مصباح یزدی، خاری در چشم دشمنان واقعی حوزه های علمیه و اسلام سیاسی و انقلابی است و حتماً این دشمنان برای انتقام‌ از استاد و به حاشیه راندن راه علامه مصباح از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد. امروز، هم جریان روشنفکری سکولار و هم نواخباری های جاهل و متحجر و هم سیاست بازان فاسد از مرحوم‌ آیت الله مصباح کینه به دل دارند. در این شرایط، مهم این است که شاگردان استاد به ویژه عزیزان موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌ خمینی (ره) با ابتکار عمل، با برنامه ریزی، و با مجاهدت شبانه روزی، نه فقط چهره واقعی دشمنان استاد را افشا کنند بلکه راه ایشان را با قوت ادامه دهند.

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=2495