درآمدی بر معنا و مبنای تمدن نوین اسلامی

رضا غلامی

چکیده :

مقاله حاضر با یادآوری اهمیت موضوع شکل گیری تمدن تازه در دنیای اسلام، ضمن ارائه مفهومی روشن از تمدن نوین اسلامی، تفاوت و نسبت آن با تمدن های اسلامیِ قبلی، و همچنین نحوه مزج و رشد آن در دنیای اسلام، سئوالات مهمی را حول موضوع تمدن نوین اسلامی طرح نموده و با روش کتابخوانه ای و روش شناسیِ عمدتاً فلسفی، به اهم آنها پاسخ می دهد. سئوالات اصلی ای که در این مقاله به آنها توجه شده است، عبارت است از : چیستی تمدن و رابطه آن با فرهنگ، ملاک حق یا باطل بودن یک تمدن،  مفهوم تمدن اسلامی و نسبت آن با تمدن نوین؛ دلایل اصلی انحطاط تمدن های پیشین؛ مولفه های اصلی تمدن نوین؛ چشم انداز این تمدن در ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی؛ مسأله اصلی تمدن نوین اسلام با غرب و نیز فاصله شرایط موجود یا تمدن نوین اسلامی. در این مقاله دو اصل مفروض گرفته شده است : یک. جامعیت و کمال اسلام، و قدرت آن در تمدن سازی، و دو. امکان دست یابی مسلمانان در  عصر غیبت معصوم (ع) به بخش مهمی از اسلام ناب و خالص. جمعبندی این مقاله بر این واقعیت حکایت دارد که شرایط موجود، بستر برداشتن گام های اولیه جهت ایجاد تمدن جدید اسلامی را فراهم کرده است. مهم ترین این واقعیت ها عبارت است از: تثبیت و پیشرفت چشم گیر انقلاب اسلامی در ایران، خلق موج تازه ای از بیداری اسلامی در اقصی نقاط کلیدی جهان اسلام و همچنین ضعف ملموس رقیب اصلی تمدن نوین اسلامی یعنی تمدن غرب. شایان ذکر است، در این مقاله به طور ویژه از دیدگاه های رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) و استاد شهید مطهری استفاده شده است هرچند بعضی از مباحث مقاله نو و بی پیشینه محسوب شده و محصول تأملات نویسنده است.

واژگان کلیدی: تمدن، فرهنگ، تمدن نوین اسلامی، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و پیشرفت

مقدمه ( طرح مسأله )

طی سال های اخیر بحث از تمدن نوین اسلامی رونق خاصی گرفته است. البته این موضوع از گذشته دور به عنوان یک آرمان مهم، نه تنها در میان اندیشمندان دلسوز دنیای اسلام، بلکه در بین بخشی از اقشار فرهیخته مسلمان- که هویت و شخصیت اسلامی خود را در برابر غرب نباخته بودند- نیز مطرح بود. به بیان دیگر، این نوع سئوالات در اذهان خلجان می کرد که آیا هضم شدن در تمدن قدرتمند و مسلط غرب که بخش اعظم جهان را قبضه کرده است، سرنوشت محتوم مسلمانان قلمداد می شود؟ آیا امکان تکرار تمدن درخشان اسلامی مثلاً در دو قرن 4 و 5   و غیره وجود دارد؟ علل واقعی انحطاط تمدن اسلامی چه بود؟ آیا مسلمانان قادر به جبران عقب ماندگی های معتنابه خود بویژه از تمدن غرب هستند؟ آیا مسلمین قدرت و عزت گذشته خود را دوباره به دست خواهند آورد؟ و امثال این پرسش ها که بیشتر دست یابی به تمدن جدید اسلامی را در حدّ یک آرمان بزرگ، طولانی و مشکوک الوصول مورد توجه قرار می داد. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و هویت یابی مجدد مسلمانان از قِبَل این انقلاب عظیم، این بحث به نحو جدی تری در محافل فکری دنیای اسلام مطرح گردید. در حقیقت، ظهور انقلاب اسلامی، امیدهای تازه ای را برای بررسی مجدد این آرمان بوجود آورده بود. با این حال از سویی، حرکت های تروریستی گروهک های ضد انقلاب به ویژه منافقین  و شکل گیری جنگ تحمیلی هشت ساله در ایران و از دیگر سو، تبلیغات روانی شدید علیه ایران و اِعمال انواع تحریم ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی از ناحیه قدرت های غربی و همچنین به راه انداختن روزشمار سرنگونی جمهوری اسلامی از طرف رژیم های خودکامه عرب در منطقه، کامیابی جمهوری اسلامی در پیاده سازی یک نظام پیشرفته دینی را در معرض ابهام و تردید قرار داده بود. با این وجود، جمهوری اسلامی بر تهدیدهای درونی و بیرونی خود یکی پس از دیگری غلبه می کرد و هر سال به عمر انقلاب، و آبادانی و ثبات نظام جمهوری اسلامی افزوده می شد. دهه سوم انقلاب اسلامی دهه آغاز پیشرفت های علمی و فناوری در قالب  ایجاد یک نهضت نرم افزاری به شمار می آید؛ نهضتی که موجودیت و قوام آن بیش از هر چیز مدیون هدایت های هوشمندانه رهبری اسلامی در ایران محسوب می شود. با وقوع این پیشرفت ها و دست یابی دانشمندان ایرانی به بخش مهمی از مرز علمی و فناوری در جهان و به تبع آن، شکسته شدن انحصار علمی و فناوری در موضوعات مهمی نظیر انرژی هسته ای یا هوافضا، از یک طرف امید به جمهوری اسلامی در دنیای اسلام را فراتر از حد انتظار بالا برد و از طرف دیگر، امکان شکل گیری تمدن جدید اسلامی با الهام از تجربیات موفق انقلاب اسلامی ایران را اثبات نمود. در چنین شرایطی، بحث از امکان و ضرورت تولد تمدن نوین اسلامی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به میان آمد. برای نمونه ایشان در تاریخ 17/9/87  و در پیام خود به حجاج بیت الله الحرام می نویسند «اگر امت اسلامی در دو قرن گذشته دچار فروپاشی و هزیمت در برابر تمدن غرب و مکتب های الحادی از هر دو نوع چپ و راست آن بود، اکنون در قرن پانزدهم هجری این مکاتب اقتصادی و سیاسی غربند که پای در گِل و دچار ضعف و فروپاشی و هزیمت اند و اسلام با بیداری مسلمانان و بازیافت هویت خویش و با مطرح شدن اندیشه توحیدی و منطق عدالت و معنویت، دور تازه ای از شکوفایی وعزت خویش را آغاز کرده است.» البته اصطلاح تمدن نوین اسلامی نیز برای تخستین بار از سوی ایشان مطرح گردید؛ در واقع، با ظهور موج تازه ای از بیداری اسلامی در شمال افریقا و پدیدار شدن تحولات عمیق سیاسی در کشورهایی نظیر تونس، مصر و لیبی، فرصت بی بدیلی برای طرح قوی تر بحث تمدن نوین اسلامی این بار به مثابه یک هدف اساسی و نه یک آرمان صرف، هموار گردید چنانکه موضوع تمدن نوین اسلامی بخش مهمی از فرمایشات مقام معظم رهبری در سال های گذشته را به خود اختصاص داد برای نمونه ایشان ضمن تاکید بر لزوم ترسيم هدف بلندمدت براى بيدارى اسلامى در كشورهاى مسلمان، می فرمایند : «اين هدف نهائى نميتواند چيزى كمتر از «ايجاد تمدن درخشان اسلامى» باشد. امت اسلامى با همه‌‌ ابعاض خود در قالب ملتها و كشورها، بايد به جايگاه تمدّنىِ مطلوب قرآن دست يابد. شاخصه‌‌ى اصلى و عمومى اين تمدن، بهره‌‌مندى انسانها از همه‌‌ى ظرفيتهاى مادى و معنوى‌‌اى است كه خداوند براى تأمين سعادت و تعالى آنان، در عالم طبيعت و در وجود خود آنان تعبيه كرده است.آرايش ظاهرى اين تمدن را در حكومت مردمى، در قوانين برگرفته از قرآن، در اجتهاد و پاسخگوئى به نيازهاى نوبه‌‌نوى بشر، در پرهيز از تحجر و ارتجاع و نيز بدعت و التقاط، در ايجاد رفاه و ثروت عمومى، در استقرار عدالت، در خلاص شدن از اقتصاد مبتنى بر ويژه‌‌خوارى و ربا و تكاثر، در گسترش اخلاق انسانى، در دفاع از مظلومان عالم، و در تلاش و كار و ابتكار، ميتوان و بايد مشاهده كرد. نگاه اجتهادى و عالمانه به عرصه‌‌هاى گوناگون، از علوم انسانى تا نظام تعليم و تربيت رسمى، و از اقتصاد و بانكدارى تا توليد فنى و فناورى، و از رسانه‌‌هاى مدرن تا هنر و سينما، و تا روابط بين‌‌الملل و غيره و غيره، همه از لوازم اين تمدن‌‌سازى است.» ( مورخ 9/2/92)

بنا برآنچه ذکر شد، امروز موضوع تمدن نوین اسلامی یکی از موضوعات پژوهشیِ کلیدی در جامعه علمیِ دنیای اسلام خصوصاً جامعه علمی ایران به شمار می رود که نیازمند تبدیل شدن به یک جریان قوی علمی است. از این منظر، مقاله حاضر قصد دارد ضمن بررسی اولیه معنا و مبنای تمدن نوین اسلامی، بستر لازم را برای روشن شدن ابعاد کلان موضوع و شکل گیری یک جریان تحقیقاتی در این زمینه بوجود آورد. قبل از ورود به بحث، ذکر این نکته ضروری است که موضوع تمدن نوین اسلامی به طور قطع یک موضوع بین دانشی و بین رشته ای است. به عبارت دیگر، همه دانش ها اعم از انسانی و اجتماعی، پایه، فنی و مهندسی و پزشکی و نیز شمار قابل توجهی از رشته های تخصصی در هر دانش، می توانند در پژوهش های عرصه تمدن نوین اسلامی سهیم باشند، لکن طبیعی است که در بدو امر، و به منظور تعیین چارچوبی مشخص برای ورود به این عرصه، علوم انسانی و اجتماعی و رشته هایی چون فلسفه، کلام، جامعه شناسی، علوم سیاسی و تاریخ از نقش ویژه ای برخوردار خواهند بود.

http://gholami.sccsr.ac.ir/?p=417